مدل سازی توان سیل خیزی در آبخیز زرینه رود با استفاده از مدل های هوش مصنوعی
نویسندگان
1 استاد دانشکده ی مهندسی محیطزیست، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری محیطزیست گرایش منابع آب، پردیس بین الملل کیش دانشگاه تهران
3 دانشیار دانشکده ی مهندسی محیطزیست، دانشگاه تهران
doi
10.22092/wmrj.2023.360973.1513چکیده
مقدمه و هدفدر میان خطرها و بلاهای طبیعی، بدون تردید سیل بهعنوان ناگوارترین خطر در جهان شناختهشده است. یکی از راهکارهای اساسی برای کاهش خسارتهای ناشی از سیل تهیهی نقشهی حساسیت سیل است. پیش بینی مکانی احتمال رخداد سیل با استفاده از مدل هایی که براساس داده های مکانی و تاریخی به وجود آمدهاند، در نهایت منجر به تهیهی نقشه های حساسیت پذیری سیلاب می شود، از راهکارهای مناسب برای برنامه ریزان مدیریت زمینها در مناطق مختلف برای پیشگیری از رخداد این پدیده است. در این پژوهش، بهمنظور تعیین مناطق مستعد رخداد سیل از مدل ترکیبی (هیبریدی) استنتاج عصبی و فازی تطبیقی و دستورالعمل بهینه سازی فراکاوشی رقابت امپراتوری (ANFIS-ICA) و مدل ترکیبی استنتاج عصبی و فازی تطبیقی و دستورالعمل بهینه سازی فراکاوشی ازدحام ذرات (ANFIS-PSO) استفاده شد.مواد و روش هاآبخیز زرینه رود در شمالغربی استان کردستان و میان طول جغرافیایی ″30′48°45 و ″20′48°46 شرقی و عرض جغرافیایی ″20′42°35 و ″15′23°36 شمالی است. مساحت این آبخیز 4485/2 کیلومترمربع است. اقلیم منطقه معتدل مرطوب است و میانگین بارندگی سالانهی آن 480 میلیمتر است. موقعیت رخدادهای سیل بهطور تصادفی به دو گروه آموزش (70%) و اعتبارسنجی (30%) تقسیم شد. عاملهای محیطی مختلف (بلندی، جهت، شیب، انحنای سطح، کاربری زمین، سنگ شناسی، بارندگی، شاخص توان جریان، فاصله از آبراهه، شاخص رطوبت پستیبلندی) بهعنوان متغیر مستقل در مدلسازی انتخاب شدند و لایه های رقومی آنها تهیه شد. در این پژوهش از مدل ANFIS-ICA و مدل ANFIS-PSO استفاده شد. نتایج پیش بینی مدلها بر اساس معیار (AUC) و آمارهی مهارت صحیح (TSS) ارزیابی شد.نتایج و بحثبر پایهی یافته های این پژوهش در مرحلهی اعتبارسنجی، مدل ANFIS-PSO با (AUC) 98/0 و آمارهی مهارت صحیح (TSS) 89/0 بیشترین دقت را داشت. همچنین عامل فاصله از آبراهه بهعنوان مهمترین عامل محیطی شناسایی شد. افزون بر این، شیب زمین و TWI بهترتیب در جایگاههای دوم و سوم اهمیت بودند.نتیجه گیری و پیشنهادهابر اساس نتایج این پژوهش، رویکرد ترکیبی (هیبریداسیون) که ترکیب شدن مدل های یادگیری ماشینی و دستورالعمل های بهینه سازی فراکاوشی است، موجب افزایش قدرت یادگیری و همچنین توان پیش بینی مدل شد. همچنین عامل فاصله از آبراهه و شیب زمین مهمترین عاملهای مؤثر در سیل گیری هستند. بر اساس نتایج و تحلیل های انجامشده می توان نتیجه گیری کرد که مدل های یادگیری ماشینی قابلیت زیادی در پیش بینی توان سیل گیری دارند. در این پژوهش نقشه های توان سیل تهیهشده می تواند برای مدیران و کارشناسان بسیار کاربردی بوده و در برنامه ریزی اقدامهای مهارکردن سیل استفادهی عملی داشته باشد. توجه کردن به امکانات و اقدامهای مهارکردن سیل در موقعیت هایی که توان سیلگیری زیادی دارند، موجب افزایش مدیریت سیل از نظر اقتصادی و فنی می شود.