بیش‌‌برآورد سنجش عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دوره ابتدایی: شناسایی عوامل مرتبط

نویسندگان

1 دانشیار گروه روش‌ها و برنامه‌‌های درسی و آموزشی‌، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد ارزشیابی آموزشی، گروه روش‌ها و برنامه‌های درسی و آموزشی‌، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشیار گروه روش‌ها و برنامه‌‌های درسی و آموزشی‌، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.48308/mpes.2025.237469.1522
چکیده

هدف: بیش‌برآورد عملکرد تحصیلی فراگیران به عنوان یکی از متداول‌ترین سوگیری‌ها و مخاطره‌انگیزترین رویه‌های ارزشیابی کاذب، زمانی شکل‌گرفته و تشدید می‌شود که به دلایل مختلفی، معلم در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، نتایج ارزشیابی را بالاتر از توانایی واقعی آن‌ها گزارش می‌کند که این امر با تشدید زمینه‌های تشخیص نادرست عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان، کیفیت نظام ارزشیابی آموزشی را با مخاطرات جدی همراه می‌سازد. پژوهش حاضر، باهدف واکاوی در تجربه‌زیسته معلمان و مدیران در خصوص عوامل مرتبط در شکل‌گیری پدیده بیش‌برآورد سنجش عملکرد تحصیلی در مدارس ابتدایی انجام شد.مواد و روش‌ها: به‌منظور شناخت عمیق از وضعیت بیش‌برآورد سنجش عملکرد تحصیلی، ضرورت اتخاذ رویکردی اکتشافی برای شناسایی و کشف همه ابعاد و زوایایی این پدیده محرز است؛ از این‌رو در پژوهش حاضر تلاش شد تا عوامل مرتبط در بیش‌برآورد سنجش عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دوره ابتدایی شناسایی و معرفی شود. بدین منظور مطالعه به رویکرد کیفی با روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 24 نفر از معلمان و مدیران مدارس ابتدایی شهر کرمانشاه که با استفاده از نمونه‌گیری ملاکی انتخاب‌شده بودند، گردآوری شد. داده‌ها مبتنی بر نظرات 18 نفر از آموزگاران و شش نفر از مدیران گردآوری‌شده و براساس راهبرد هفت مرحله‌ای کُلایزی تحلیل‌گردید. به منظور رواسازی یافته‌ها، ضمن انجام چهار مصاحبه دیگر که یافته جدیدی درپی نداشت از روش‌های اعتبارپذیری، تأییدپذیری، تکرارپذیری و انتقال‌‌پذیری نیز استفاده شد.بحث و نتیجه‌گیری: تحلیل مصاحبه‌ها، به شناسایی 29 زیرمضمون و دسته‌بندی آن در قالب هفت مضمون شامل 1. "عوامل مرتبط با معلمان" (شامل زیرمضامین اشتباهات فردی، ذهنیت معلم بخاطر شرایط خانوادگی دانش‌آموز، رقابت غیر حرفه ای بین معلمان، عدم مقاومت در برابر فشارها، دانش سطحی، و نپذیرفتن مسئولیت طراحی آزمون)، 2. "عوامل مرتبط با برنامه درسی اجراشده" (شامل زیرمضامین تناسب نداشتن روش ارزشیابی باهدف درس، کیفیت ضعیف فرایند یاددهی – یادگیری، توجه زیاد و اهمیت‌دادن به برخی از دروس)، 3. "عوامل مرتبط با مدیر مدرسه" (شامل زیرمضامین سبک مدیریت مدرسه، تشویق و توبیخ معلمان توسط مدیر، نظارت ناکافی و کم‌توجهی به روند ارزشیابی)، 4. "عوامل مرتبط با مدرسه"(شامل زیرمضامین مدارس خاص، رقابت بین مدارس، کمبود امکانات و فضای مدارس، کسب درآمد)، 5. "عوامل مرتبط با جامعه" (شامل زیرمضامین نتیجه‌گرایی به‌جای توجه به کیفیت و فرایند یادگیری، رقابت کاذب و چشم و هم‌چشمی بین خانواده‌ها، کم‌رنگ‌شدن اعتماد مردم به‌نظام آموزشی، کم‌توجهی به فرهنگ‌سازی برای همکاری معلمان و اولیا)، 6. "عوامل مرتبط با برنامه‌ریزی و سیاست‌های وزارتخانه" (شامل زیرمضامین ضعف در برنامه‌ریزی برای اجرا، تأکید مسئولان بر آمار بالای قبولی، شفافیت نداشتن آیین‌نامه و بخشنامه‌های ابلاغی)، 7. "عوامل مرتبط با آزمون"(شامل زیرمضامین رعایت نشدن اصول علمی طراحی آزمون، فقدان شفافیت در بارم‌بندی نمره‌ به هر سؤال، نبود امکانات و ابزارهای مناسب برای ارزشیابی، برگزار نکردن امتحانات هماهنگ و میزان‌شده، ارفاق زیاد و بسنده کردن به نتایج خیلی خوب، فقدان شفافیت در ثبت نتایج آزمون) منجر‌ شد. یافته‌ها نشان داد که نظام ارزشیابی آموزشی در دوره ابتدایی با مشکلات متعدد و مخاطره‌آمیزی در سنجش عملکرد دانش‌آموزان به‌ویژه در برآوردی روا و معتبر از کیفیت عملکرد تحصیلی روبروست. بیش‌برآورد عملکرد دانش‌آموزان، از گسترده و آشکارترین واقعیت‌های تلخ و تامل‌برانگیز مدارس ابتدایی امروز است که از شوربختانه از سطح مشکل گذر کرده و به دایره مُعضل‌ و ‌بحران وارد شده‌است. بنابراین ضرورت دارد برای رفع آنی مُخاطرات پردامنه و بنیان‌برافکن، زمینه‌سازی هوشمندانه‌ای برای کاهش تبعات آن و بهبود وضعیت موجود از طریق ایجاد شرایط و الزامات مورد نیاز در طراحی و پیاده‌سازی نظام پویا، یکپارچه و اصیل سنجش آموخته‌ها اقدام عاجل صورت‌گیرد و به علاوه اینکه در شیوه سنجش موسوم به سنجش‌توصیفی، بازنگری‌های اساسی در سطح کلان و اجرای برنامه انجام گیرد. پرواضح است که اصرار بیجا بر رویه‌ آسیب‌آفرین موجود در نظام ارزشیابی موجود در مدارس ابتدایی که کمترین تناسب با شرایط، امکانات و الزامات مدارس کشورمان را دارد، و دلخوش‌کردن به مقصر جلوه دادن معلمان و بیان عبارت نخ‌نمای اجرای نامناسب آموزگاران برای نپذیرفتن خطای راهبردی در بی‌توجهی به ایجاد شرایط پیش‌نیاز و الزامات اولیه برای اجرای موفق رویه موسوم به ارزشیابی توصیفی، می‌تواند تبعات تلخ، متداول و خطرناک این بحران را بیش‌ از پیش‌ آشکار سازد.