چالش‌های برنامه‌های استعدادیابی در آموزش و پرورش رسمی از دیدگاه کنشگران

نویسندگان

1 کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

doi
10.48308/mpes.2025.236578.1486
چکیده

هدف: شناسایی استعدادها از دغدغه‌های خانواده‌ها و سیاست‌گذاران در امر تعلیم و تربیت است و اتخاذ سیاست‌ها و رویه‌های کارآمد برای شناسایی و هدایت استعدادهای برتر، یک مسئله اساسی برای نظام‌های آموزشی در دنیای امروز به شمار می‌رود. هدف پژوهش حاضر؛ بررسی چالش‌های برنامه‌های استعدادیابی در آموزش و پرورش رسمی از منظر کنشگران تعلیم و تربیت می‌باشد. این برنامه‌ها عبارت‌اند از طرح شهاب در دوره ابتدایی و طرح هدایت تحصیلی در دوره متوسطه اول.مواد و روش‌ها: روش این پژوهش کیفی پایه بوده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش؛ مشاوران مدارس استان همدان بودند که تجربه عملی از درگیری با استعدادیابی دارند. برای جمع‌آوری اطلاعات از روش نمونه‌گیری ملاک‌محور و گلوله برفی و طبق قاعده اشباع نظری 10 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه‌ساختاریافته می‌باشد. شیوه تحلیل یافته‌ها با نرم‌افزار مکس کیودا (12) به روش کدگذاری و مقوله‌بندی می‌باشد. نتیجه تحلیل داده‌ها در چهار بخش معنا و مفهوم استعداد، چالش‌های استعدادیابی در طرح شهاب و طرح هدایت تحصیلی انجام شد.بحث و نتیجه‌گیری: در خصوص معنا و مفهوم استعداد و استعدادیابی، 3 مقوله اصلی و 8 مقوله فرعی حاصل شد. در حوزه ماهیت استعداد، چندگانه بودن و ذاتی یا اکتسابی بودن مطرح شد. در خصوص نسبت استعداد با پیشرفت تحصیلی، استعداد متفاوت با هوش و عاملی برای پیشرفت تحصیلی شناسایی شد. لذا استعدادیابی از نظر کنشگران فراتر از پیشرفت تحصیلی است. عوامل بروز استعداد نیز، عوامل خانوادگی، آموزشی و اقتصادی بیان شد. در خصوص چالش‌های طرح شهاب در دوره ابتدایی، 4 مقوله اصلی و 14 مقوله فرعی شناسایی شد که عبارت بودند از: چالش‌های فنی (مشخص نبودن ابزار شناسایی استعداد و معتبر نبودن نتایج به دلیل اتکا به نظرات معلمان)، چالش‌های فرهنگی-اجتماعی (عدم مواجهه صحیح خانواده‌ها با استعداد فرزندان)، چالش‌های پشتیبانی (اختلاف‌نظر بین متولیان طرح، عدم تأمین مالی طرح شهاب، عدم نظارت مستمر بر طرح، عدم تخصص کافی معلمان، عدم انگیزه کافی و نگرش مثبت به طرح در معلمان، تعدد وظایف معلمان و عدم دقت آنان و کمیت و کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت معلمان در خصوص طرح شهاب) و چالش‌های اجرایی (عدم تناسب اقدامات انجام شده با اهداف طرح شهاب، انحراف از غنی‌سازی به جداسازی، عدم توجه به بحث هدایت و باقی ماندن در سطح شناسایی و عدم استمرار در استفاده از نتایج طرح شهاب در پایه‌های تحصیلی بعدی). در خصوص چالش‌های طرح هدایت تحصیلی در دوره اول متوسطه، 6 مقوله اصلی و 16 مقوله فرعی شناسایی شد که عبارت‌اند از : چالش‌های فنی (استاندارد نبودن آزمون‌های استعدادیابی و نمره محور بودن هدایت تحصیلی)، چالش‌های فرهنگی-اجتماعی (عدم آگاهی و مداخله صحیح والدین، انتظارات خانواده، تأثیرات رسانه و دوستان)، چالش‌های اقتصادی (عدم جایگاه مناسب اقتصادی-اجتماعی برخی از رشته‌ها و مشاغل در جامعه)، چالش‌های پشتیبانی ( کمبود نیروی انسانی، عدم تخصص کافی مشاوران مدرسه، عدم انگیزه کافی نیروی انسانی و کمبود امکانات)، چالش‌های اجرایی (تغییرات ناکارآمد هدایت تحصیلی، عدم ارتباط هدایت تحصیلی با طرح شهاب و توزیع متوازن رشته‌ای) و چالش‌های فردی (عدم تناسب رغبت با توانایی دانش‌آموزان، و عدم آگاهی دانش‌آموزان). بنابراین، با توجه به چالش‌های استخراج شده می‌توان گفت برنامه‌های استعدادیابی در آموزش و پرورش هنوز نتوانسته است به اهداف خود دست یابد و با توجه به اهمیت این مهم، پیشنهاد می‌شود به طراحی برنامه منسجمی برای شناسایی و هدایت استعداد اقدام شود.