بررسی سیر نوگرایی در شعر عاشقانهٔ معاصر فارسی: از نخستین بارقه‌ها در دوران قاجار تا بالندگی در اشعار احمد شاملو

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز، دانشکده‌ی علوم انسانی، بخش زبان و ادبیات فارسی

2 دانشگاه شیراز، دانشکده‌ی علوم انسانی، بخش زبان و ادبیات فارسی

doi
10.30465/copl.2025.51008.4234
چکیده

عشق به عنوان یکی از بنیادی‌ترین و پیچیده‌ترین مفاهیم در تاریخ ادبیات فارسی، همواره جایگاهی بی‌بدیل در منظومة فکری و فرهنگی ایرانیان داشته است. با وجود این، بازنمایی عشق در ادبیات فارسی را هرگز نباید ایستا و ازلی تصور کرد. برعکس، عشق در تمام اعصار، دستخوش تلاطم‌ها و تأثیرات نهفته در دل بافتارهای تاریخی، اجتماعی و فلسفی بوده است، به‌گونه‌ای که در هر دورة ادبی، چهره‌ای تازه از آن سر برآورده است. با این حال، آنچه در این تحولات مهم می‌نماید، در نظر گرفتن روند تدریجی آن است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی برآمده از اندیشه باختین و سوسور و با تأکید بر ماهیت فرایندی تحولات ادبی اولین بارقه‌های تحول شعر عاشقانة فارسی در دوران معاصر را که از دوران قاجار آغاز شده است واکاوی کرده و با بررسی زمینه‌های آشنایی با اندیشه‌های غربی نشان داده که این تغییرات چگونه بر شعر عاشقانة معاصر تأثیر داشته و با طی مسیری تدریجی به آثار احمد شاملو پیوند خورده‌اند. نتایج حاصل از این بررسی حاکی از آن است که شاملو، نه به‌عنوان آغازگر تحولات شعر عاشقانه، بلکه به‌عنوان امتداد و نتیجة فرایندی تاریخی با بهره‌گیری از دستاوردهای اندیشگانی و ادبی گذشتگان توانسته است، شعر عاشقانه‌ای را خلق کند که به شکلی معنادار هم در حیطة محتوا و هم در حیطة بیان از سنت‌های عاشقانة شعر کلاسیک و شعر عاشقانة هم‌عصرانش فاصله گرفته است و الگویی شاخص و برجسته از شعر عاشقانة معاصر به شمار می‌آید.