تحلیل پیوند زمان، مکان و انسان در رمان رهش با تأکید بر مدل ترکیبی کرونوتوپ آستانه و زنجیرۀ تراانسان-مکان
نویسندگان
1 گروه زبانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 گروه زبانشناسی، ,واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 گروه زبانشناسی، ,واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان، ایران
doi
10.30465/copl.2025.51553.4264چکیده
در این پژوهش، چگونگی تعامل میان زمان، مکان و انسان در بازنمایی تجربههای زیستی سوژۀ اصلی رمان «رهش» اثر رضا امیرخانی، بر اساس مدل ترکیبی «کرونوتوپ آستانه» و «زنجیرۀ تراانسان–مکان» بهعنوان مسئلۀ اصلی بررسی شده است. اهمیت این تحقیق در آن است که با تلفیق دو مدل یادشده، رویکردی نوین برای تحلیل پیوندهای زمانی–مکانی و انسانی در متون ادبی معاصر ارائه میدهد؛ رویکردی که میتواند در مطالعات روایتشناختی و نیز در تحلیلهای بینارشتهای مرتبط با هویت، بومزیست و تحولات شهری کاربرد داشته باشد. این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد نشانهمعناشناختی و بهکارگیری روش توصیفی–تحلیلی بر روی گزیدههایی هدفمند از رمان، انجام شده است. نتایج نشان میدهد که مدل ترکیبی یادشده، با برجستهسازی موقعیتهای آستانهای و پیوندهای فرامادی، نهتنها لایههای معنایی و مفهومی متن را غنا میبخشد، بلکه چگونگی دگرگونی هویت سوژهها را در بستر تعامل پویای زمان و مکان آشکار میکند. این یافتهها نشان میدهد که عبور از لحظات آستانهای به پساآستانهای، موجب تعمیق تجربههای زیسته و خلق معانی تازه در روایت میشود.