طراحی مدل ارزشیابی زیر نظام های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، دانشکده مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.48308/mpes.2025.238551.1549
چکیده

هدف: هدف این مقاله؛ طراحی مدلی جامع برای ارزشیابی زیرنظام‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. این سند به‌عنوان نقشه راهی برای تحول کیفی در نظام آموزشی ایران تدوین شده و نیازمند سازوکاری دقیق برای سنجش تحقق اهداف آن است. مقاله به دنبال ارائه چارچوبی است که بتواند با شاخص‌های علمی و بومی، عملکرد زیرنظام‌های مختلف از جمله منابع انسانی، برنامه‌های درسی، فناوری، و مدیریت را ارزیابی کند. این مدل با تمرکز بر عدالت، کیفیت، کارآمدی، و انطباق با نیازهای ملی و جهانی طراحی می‌شود تا به بهبود مستمر و تصمیم‌گیری‌های راهبردی در نظام آموزشی کمک کند.مواد و روش‌‌ها: این پژوهش با رویکرد ترکیبی اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی انجام شده است. در مرحله نخست، از تحلیل مضمون برای استخراج مضامین کلیدی از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 15 خبره مدیریت آموزشی استفاده شد. داده‌ها با کدگذاری در نرم‌افزار مکس کیودا تحلیل و چارچوب مضامین تدوین شد. در مرحله دوم، مدل مفهومی حاصل از یافته‌های کیفی با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس آزمون شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری، و روایی و پایایی ابزارها با روش‌های علمی تأیید گردید. تحلیل کمی شامل بررسی مدل اندازه‌گیری و ساختاری بود. نتایج کیفی و کمی برای ارائه پیشنهادهای کاربردی ترکیب شدند.بحث و نتیجه‌گیری: این پژوهش با هدف ارزشیابی زیر نظام‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، از روش‌های تحلیل مضمون و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده کرده است. نتایج تحلیل مضمون نشان می‌دهد که تناسب ارزشیابی با اهداف تربیتی شامل سه حوزه دینی، علمی و اجتماعی مورد تأکید است. مضامین کلیدی شامل اخلاق‌مداری، تقویت خلاقیت، و مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. هم‌چنین، پویایی و انعطاف‌پذیری در نظام ارزشیابی با شاخص‌هایی مانند تنوع ابزارهای سنجش و ارزیابی مستمر، از اولویت‌های مهم محسوب می‌شود. بررسی پایایی و روایی ابزارهای پژوهش با استفاده از معیارهای آلفای کرونباخ (بالاتر از ۰.۷)، پایایی ترکیبی (بالاتر از ۰.۸)، و میانگین واریانس استخراج‌شده (بالاتر از ۰.۵)، حاکی از روایی و پایایی مناسب مدل است. در بخش معادلات ساختاری، ضرایب مسیر مثبت و معنادار به سطح اطمینان ۹۹٪ تأیید شدند. قوی‌ترین اثرات مربوط به مسیرهای "توانمندسازی منابع انسانی به مهارت‌افزایی معلمان" (۰.۹۰۶) و "پویایی و انعطاف‌پذیری به ارزیابی مستمر" (۰.۸۸۷) بوده است. نتایج نشان می‌دهد که مدل ارزشیابی با تناسب، انعطاف‌پذیری، هم‌راستایی با اسناد بالادستی و توانمندسازی معلمان، در تحقق اهداف تحول بنیادین آموزش و پرورش نقش اساسی دارد. این پژوهش تأکید می‌کند که طراحی نظام ارزشیابی کارآمد، مستلزم انعطاف، مشارکت ذی‌نفعان، و تطبیق با تغییرات محیطی است تا منجر به ارتقای کیفیت آموزش و پرورش شود.