توسعه بانکی، ساختار اجتماعی، اقتصادی و نابرابری درآمدی (مطالعه موردی استانهای ایران )
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی یزد
2 استادیار اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی یزد
3 دانشیار اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی یزد
4 استادیار اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی یزد
doi
10.22034/ecoj.2021.42664.2764چکیده
در مطالعه حاضر به بررسی اثرات توسعه بانکی، ساختار اجتماعی، اقتصادی و نابرابری درآمدی در استانهای کشور طی دوره زمانی 1395-1385 و با بکارگیری مدل گشتاور تعمیم یافته آرلانو و باند (GMM) و (2SLS) پرداخته شده است. مطابق نتایج تخمین مدل؛ بیکاری و تجارت با نابرابری توزیع درآمد رابطه مثبت دارند. همچنین افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه، سهم کل نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی، تولید و ساخت و ساز، توزیع درآمد در استان های کشور را بهتر میکند. لیکن، ضریب کوچک این متغیرها، بیانگر تأثیر جزئی آنها بر روی توزیع درآمد است. علامت منفی وقفه نابرابری توزیع درآمد استانی و علامت مثبت شاخص تجارت نیز نشان از افزایش واگرایی درآمدی بین استانهای شمالی و جنوبی میباشد. در این شرایط منابع سرمایهگذاری، رشد و تکنولوژی مدرن در معدودی از استانهای صنعتی متمرکز شده و بسیاری از استانهای مرکزی و فاقد مرز مشترک با کشورهای دیگر، از فرایند رشد و تجارت محروم مانده و یا به صورت حاشیه ای در آن شرکت میکنند که اغلب در تضاد با منافع آنها میباشد. همچنین افزایش رقابت و تعداد شعب بانکی نیز توزیع درآمد را بهتر میکند، البته تأثیر افزایش این دو متغیر، بیانگر اهمیت بیشتر بخش بانکی در خصوص استفاده از تکنولوژیهای کارآمد و افزایش تعداد شعب بانکی برای بهبود عدالت اقتصادی در استانهای کشور میباشد. بنابرین رشد و توزیع عادلانهتر درآمد باید در تعامل و ارتباط نزدیک با یکدیگر باشد و از اینرو ((رشد تواًم با باز توزیع)) و ((رشد همراه با برابری بیشتر)) میباید در دستور کار برنامهریزان کشور قرار گیرد.