بلاغت نقیضه در حافظ ناشنیده پند بر اساس نظریهی لیندا هاچن: تخریب قدرت، وارونهسازی تاریخ و بیجایگاهی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه زابل
doi
10.30465/copl.2025.52312.4299چکیده
رمان حافظ ناشنیده پند نوشتة پزشکزاد، متنی چندلایه است که با استفاده از تکنیکهای نقیضهپردازی، ساختارهای تثبیتشدة تاریخ، قدرت و روایت را به چالش میکشد. این پژوهش با تکیه بر نظریة نقیضة لیندا هاچن، تلاش دارد تا سه مؤلفة اصلی نقیضهپردازی در این رمان را بررسی کند: تخریب نمایشهای قدرت، وارونهسازی تاریخ و بیجایگاهی عناصر روایی. نتایج پژوهش نشان میدهد که پزشکزاد با بهرهگیری از زبان کنایی، کاریکاتور سازی شخصیتها و ایجاد تضادهای معنایی، تاریخ را از روایت خطی و قطعی خود خارج و آن را به عرصهای از تناقضهای بازنویسیشده تبدیل کردهاست. علاوه بر این، نمایش قدرت در این رمان هم بر مبنای اعمال واقعی و هم از طریق تظاهر و نمایشهای نمادین شکل میگیرد که این خود منجر به فروپاشی مشروعیت حاکمان میشود. همچنین، بیتناسبسازی عناصر روایی، مانند حضور شخصیتهای نامتجانس در یک مجلس یا تغییر کارکرد مکانهای اجتماعی، موجب شکستن انسجام روایی و برجسته شدن نقیضه در متن میشود. روش تحقیق با رویکرد تحلیل کیفی رمان بر مبنای نظریة نقیضة هاچن شکل گرفته و یافتههای پژوهش حاکی از آن است که پزشکزاد، با طنز پیچیدة خود، تاریخ و قدرت را از جایگاه مطلقشان خارج کرده است و آنها را در معرض خوانشی انتقادی قرار میدهد.