تاثیر انسجام بر موسیقی شعر شاملو با تکیه بر نظریۀ زبان شناسی هلیدی
نویسندگان
1 استاد دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی تهران
doi
10.30465/copl.2026.50769.4226چکیده
یکی از مهمترین نظریهها در مطالعات زبانشناختی، نظریۀ «انسجام متنی نقشگرای» هلیدی است. انسجام به مجموعهای از روابط موجود میان اجزاء یک متن گفته میشود که از راه عناصر واژگانی و دستوری، قسمتی از یک جمله را به کلمه، گروه یا جملههای پیشین مرتبط میسازد. از آنجاکه عامل «انسجام»، موجب ایجاد پیوند و ارتباط درونی کلام و بهتبع آن ایجاد موسیقی در متن میگردد و نیز با توجه به اینکه این روش یکی از شگردهاییست که شاملو برای ایجاد موسیقی درونی، از آن استفاده کرده، این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی نظریۀ انسجام در دو محور دستوری و واژگانی پرداخته است و سپس با برشمردن شگردهای ایجاد انسجام در شعرهای سپید شاملو، میزان تاثیر این شگردها را در افزایش موسیقی درونی شعر او، بر اساس نظریۀ هلیدی، مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. این نوشتار همچنین میکوشد به این سوال پاسخ دهد که: «عنصر انسجام چه تأثیری در ایجاد موسیقی درونی شعر شاملو دارد؟» یافتههای این تحقیق نشان میدهد که انسجام یکی از راههای ایجاد موسیقی درونی شعر سپید است و شاملو بهواسطۀ تسلط بر زبان فارسی و آشنایی با ظرفیتهای صرفی و نحوی این زبان و بهرهمندی از عناصر انسجام واژگانی به ویژه عنصر تکرار، حذف و ربط، توانسته است پیوندی مطلوب میان واژهها و مفاهیم در شعر خود ایجاد کند و از روشهای ایجاد انسجام بهعنوان بخشی از راههای ایجاد موسیقی در شعر سپید استفاده کند.