شناسایی ابعاد، شاخص ها و نشانگرهای فرایند یاددهی و یادگیری مطلوبِ دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی با رویکرد فراترکیب
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری برنامهریزی درسی، گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استاد، گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/mpes.2024.236500.1482چکیده
هدف: نفوذ سریع فناوری تمامی ابعاد زندگی را متحول کرد و باعث تغییر و تحولات شگرفی شد. آموزش و یادگیری نیز، که جنبهای مهم از زندگی اجتماعی افراد است، از این تحولات، تأثیر پذیرفته و با رشد فناوری توسعه یافت. با این وجود و بهرغم تحقیقات گسترده در مورد مزایا و ظرفیتهای محیط یادگیری الکترونیکی، فرآیند یاددهی و یادگیری در این زیست بوم جدید همچنان چالشبرانگیز است. این شکاف پژوهشی، محقق را بر آن داشت تا چارچوب فرآیند یاددهی و یادگیری دوره ابتدایی را در بستر الکترونیک مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد، شاخصها و نشانگرهای فرآیند یاددهی و یادگیری مطلوب دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی، انجام شد.مواد و روشها: متناسب با هدف پژوهش، روش کیفی از نوع فراترکیب به کار گرفته شد. دادههای پژوهش با استفاده از الگوی هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) گردآوری شدند. بدین منظور در پایگاههای اطلاعاتی در محدودۀ زمانی موردنظر (داخلی 1۴۰2-1390 و خارجی 2023-2010) مقالات جستوجو شدند. پس از غربالگری مقالات شناسایی شده منطبق بر معیارهای ورود و خروج، از میان 673 منبع مرتبط با موضوع پژوهش تعداد 40 منبع، به صورت هدفمند و با استفاده از برنامۀ مهارتهای ارزیابی حیاتی (CASP) انتخاب و وارد مرحلۀ تحلیل شدند. در این مرحله دادهها با روش تحلیل محتوای مضمونی (TCA) تجزیه و تحلیل شدند. بهمنظور بررسی قابلیت اعتبار و اعتماد یافتهها نیز از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا (ضریب توافق ارزیابها) بهره گرفته شد.بحث و نتیجهگیری: تحلیل عمیق مطالعات پیشین به بازنمایی 9 بعد، 12 شاخص و 41 نشانگر منتج شد. براساس یافتهها، الگوی پیشنهادی پژوهش حاضر شامل اهداف ساختارمند (تعیین اهداف براساس مدل SMART، تعیین اهداف براساس طبقهبندی بلوم، تعریف اهداف با در نظرگرفتن اجزای طراحی آموزشی)؛ محتوای استاندارد (انطباق با مدل اسکورم) و محتوای بهینه (شخصیسازی محتوا، محتوای چندرسانهای، محتوای شبیهسازیشده، محتوای دستهبندیشده، محتوا با دشواری مناسب، محتوای مرتبط و منسجم)؛ روش تدریس تعاملی (روش مبتنی بر قصهگویی دیجیتال، روش مبتنی بر بازی دیجیتال، تدریس مجازی همیارانه، پرسشگری برخط)؛ تعاملات همدلانه (گفتگوی فعالانه، برقراری رابطه عاطفی، طنز و شوخطبعی) و تعاملات هدفمند (تعاملات آموزشی، تعاملات اجتماعی، تعاملات حمایتی)؛ تکالیف رشددهنده (منطقه سردرگمی مطلوب، داربستبندی و تکالیف مبتنی بر مسائل واقعی)؛ بازخورد اثربخش (بازخورد مثبت و دلگرمکننده، اصلاحی/ تفسیری، شخصی و بیواسطه، پیامرسانی فوری)؛ زمان باکیفیت (برنامهریزی و مدیریت زمان، زمان ویژه یادگیری، انعطافپذیری در زمان)؛ بستر فنی کاربرپسند (برخورداری از جذابیتهای بصری، آسان برای استفاده) و بستر فنی مبتنی بر اصول پداگوژیکی (امکان شخصیسازی و استقلال فراگیران، شایستگیها و صلاحیتهای فنی مدرسان و فراگیران، فراهمسازی فرصت تعامل و همکاری، متناسب بودن پلتفرمهای آموزشی) و ارزشیابی همهجانبه (ارزشیابی تکوینی، آزمونهای الکترونیکی، نظرسنجی کلاسی، کارپوشه الکترونیکی، ارزیابی همتایان) است. در این پژوهش بیشترین میزان فراوانی کدهای مستخرج به بعد تعاملات اختصاص دارد و بیانگر آن است که چگونگی برقراری ارتباط در محیط یادگیری الکترونیکی چالشبرانگیزترین مسألهای است که در مطالعات پیشین بر آن تاکید شده است. در نهایت، این پژوهش بر اهمیت در نظر گرفتن معیار و شاخصهای مستخرج در فرآیند یاددهی و یادگیری دوره ابتدایی در بستر الکترونیک تأکید دارد و الگوی پیشنهادی آن با مختصات ارائه شده میتواند راهنما و یاریگر برنامهریزان و معلمان باشد تا آموزشهای خود را با الزامات و اقتضائات فضای جدید بیش از پیش غنیتر سازند و در جهت کیفیتبخشی به آن گام بردارند.