تحلیل روانشناختی شخصیت اصلی رمان شازده احتجاب بر مبنای نظریهی نیازهای "هنری موری"
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکدهی علوم انسانی شهید صدرزاده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج دانشکده زبان ها و ادبیات ، گروه زبان و ادبیات فارسی
doi
10.30465/copl.2025.48372.4129چکیده
چکیدهعنصرشخصیت از ارکان اصلی ادبیات داستانی و در اساس، رکن مقوّم آن بهشمار میآید. بر همین مبنا، جلوههای متکثّر شخصیت، شالودهی نقد روانشناختی را شکل میدهد. نظریههای شخصیت در روانشناسی با دو مقولهی نیازها و انگیزهها شرح و بسط مییابد. به طور اعم، مطابق همین نظریهها، شخصیت انسان بازتابی از رفتارهای کنترل شده است، رفتارهایی که منبعث از نیازها و انگیزههاست. در این میان، نظریهی شخصیت هنری موری در تحلیل روانشناختی کاربرد ویژهای دارد؛ به گونهای که یکی از مؤلفههای روانشناختی در متون ادبی، فهرست نیازهایی است که هنری موری آنها را صورتبندی کرده است. بر پایهی همین رویکرد، رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری به شکل بارزی با فهرست نیازهای هنری موری درخور انطباق است. اهتمام اصلی در پژوهش حاضر، تحلیل شخصیت شازده احتجاب مطابق نظریهی هنری موری در ادبیات داستانی است. طی این بررسی مشخص میشود که شخصیت شازده احتجاب به سبب عوامل محیطی - که در زمرهی "آلفاپرس" قرار میگیرد - عمدتاً در اضطراب بوده، همین امر سبب پیدایی فشار روانی (بتاپرس) و متعاقباً موجب شکلگیری نیازهای خاصی در شخصیت شازده احتجاب میشود. بر این اساس، همین شخصیت با برطرف کردن نیازهایی همچون فهم، مهرطلبی، تحقیرگریزی، آسیبگریزی، میلجنسی، عملمتقابل و خویشتنپایی بر آن است تا بر فشارهای درونی خود غلبه کند؛ حال آنکه همین واکنش در فرجام سبب فروپاشی شخصیت او میشود.