قدرتستیزی با گفتمان فرهنگ عامه و فولکلور در اشعار احمد شاملو
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و لوچستان
2 دانشجوی دکترا رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.30465/copl.2025.49332.4167چکیده
مجموعۀ افسانهها، تصنیفهای عامه، فرهنگ عامه، مجموعۀ عقاید و اندیشهها، قصهها، آدابورسوم، ترانهها و هنرهای ابتدایی یک ملت را «فولکلور» مینامند. در کنار ادب رسمی که زبان ساختهوپرداختۀ حاکمیت است و بهنوعی با انواع ساختارهای «قدرت» ملائم و ملازم است، «ادبیات عامه» از منابع رسمی جامعه صادر نشده و هیچ «قدرتی» در خلق و امتداد آن نقش نداشته است. این پژوهش به بررسی گفتمانهای «قدرتستیزانه» در ادبیات عامه میپردازد و تحلیل میکند که ادبیات عامه چگونه با فاصلهگیری از منابع قدرت و اقتدارگرایی، تلاش میکند جلوههای اقتدارگرایی را تحدید و با آن ستیز کند. همچنین، بررسی میشود که در این مسیر از چه لوازم و راهکارهایی استفاده میکند. کمتر زمانی بوده است که ادبیات و آثار ادبی، از دغدغههای قدرتستیزانه عاری باشد، اما از آغاز دهۀ 1320 تا پایان دهۀ 1350 هـ.ش، تحتتأثیر تحولات اجتماعی-اقتصادی و تعلیمات احزاب و برپایۀ گرایشهای سیاسی-فلسفیِ مسلط بر جهان معاصر، نوعی ادبیاتِ ستیز در ایران رشد مییابد که مبارزه با استبداد و استعمار را مضمون اصلی فرهنگ رایج میکند و در ارتباطِ برهمکنشگرِ ادبیات و جامعه، مبارزهجویی و انقلابیگری، اصالت نظری و عملی مییابد. در تأثیرپذیری از این فضای بهوجودآمده که قدرت و اقتدارگرایی به بوتۀ نقد و چالش کشیده شد، احمد شاملو با توجه به علاقۀ ویژهای که به فرهنگ و ادب عامه داشت، موفق به خلق نوعی ادب عامه شد که یکی از دستاوردهای آن «ستیز و تحدید قدرت و اقتدارگرایی» با زبان و امکانات ادبیات عامه بود.