طراحی مدل مفهومی تعامل مطلوبِ معلم با دانش‌آموز بر مبنای عاملیت معلم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، د‌انشکد‌ه علوم تربیتی و روانشناسی، د‌انشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 استاد گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

5 استادیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.48308/mpes.2025.235828.1466
چکیده

هدف: تعامل معلم با دانش‌آموز، اساس تعلیم ‌و تربیت و از عناصر مهم مدیریت کلاس درس است و رابطه تعاملی صرفاً میان «عامل‌ها» قابل تصور است. هدف این پژوهش، طراحی مدل مطلوب تعامل معلم با دانش‌آموز براساس عاملیتِ معلم از منظر رویکردی اسلامی (انسان به‌ منزلۀ عامل) بود. در این رویکرد، شخصیتِ انسان، به ‌طور عمده از طریق عمل و عاملیتِ او ساخته می‌شود و عاملیتِ وی مبتنی بر مبادی اساسیِ شناختی، گرایشی و ارادی است. تعامل بر مبنای رویکرد مذکور، به سبب اختلافِ سطح موجود میان مبادیِ سه‌گانۀ شناختی، گرایشی و ارادی میان معلم و دانش‌آموز، تعاملی ناهمتراز خواهد بود. مواد و روش‌ها: روش پژوهش حاضر، کیفی بوده و داده‌های پژوهش با استفاده از مصاحبۀ نیمه‌ ساختار یافته با 17 نفر از خبرگان حوزۀ فلسفۀ تعلیم ‌و ‌تربیت، روانشناسی و برنامه‌ریزی درسی که آشنا و مسلط بر حوزه عاملیت بودند و با روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع نظری انتخاب شده بودند، گردآوری شد. تحلیل داده‌ها توسط تکنیک تحلیل‌ مضمون از نوع شبکه ‌مضمون انجام شد. به کمک شیوۀ 6 مرحله‌ای براون و کلارک (2006)، مفاهیم مستخرج از داده‌ها در طبقات کدهای اولیه (مفاهیم)، زیرمضامین (مضامین فرعی) و مضامین اصلی توسط نرم افزار مکس کیودا تحلیل شده و نقشه شماتیک مستخرج از داده‌ها ترسیم شد. همچنین اعتبار یافته‌ها، از طریق شیوه‌های کثرت‌گرایی ‌در شیوه (باز آزمون روش کار) و کثرت‌گرایی در پژوهشگر (آزمون قابلیت اعتماد بین کدگذاران) موردتأیید قرار گرفت. بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل مطلوب تعامل معلم با دانش‌آموز بر مبنای عاملیتِ معلم، متشکل از چهار مضمونِ اصلی شامل شناختی، عاطفی، ارادی و رفتاری، شخصیتی/ هویتی/ منشی است. مضمون شناختی یا معرفتی شامل مؤلفه‌های تفکرِ سطح بالا، حجیتِ علمی و عقلایی، جایگاه و نقش معلم و انعطاف‌پذیری منطقی؛ مضمون عاطفی یا گرایشی دارای مؤلفه‌های پذیرش و نگرش مثبت، مهربانی (صمیمیت) و همدلی؛ مضمون ارادی و رفتاری شامل مؤلفه‌های تصمیم بر تغییرِ نظر، همکاری و گفتگومحوری، قدرت برانگیختن اراده دیگران، محتوا و نحوه گفتار، عمل به دانسته‌ها و رفتارهای مطلوب؛ و نهایتا مضمون شخصیتی/ هویتی/ منشی شامل مؤلفه‌های ثبات شخصیتیِ و صفات و خلق مطلوب معلم است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تعامل ناهمتراز معلم و دانش‌آموز بر مبنای عاملیت - به دور از دو قطبِ معلم‌محوری و دانش‌آموزمحوری- و با به ‌رسمیت ‌شناختن و استقبال از مبانی عاملیت معلم و دانش‌آموز، قابل صورت‌بندی خواهد بود به این معنا که آموزش‌ و ‌پرورش مبتنی بر رویکرد «انسان به ‌منزله عامل» نه معلم‌محور بوده و در پیِ شکل‌دهی و انتقال دانش به شاگرد خواهد بود و نه دانش‌آموزمحور است که معلم صرفا به ‌عنوان راهنمایی در حاشیه، کنار نهاده شده باشد. بلکه معلمِ منطبق با این رویکرد، غنی و پربار از میراث فرهنگی (دانش و ارزش‌های انسانی) است و فرآیندِ آموزش ‌و ‌پرورش را دستِ‌ کم با به ‌رسمیت ‌شناختن و دستِ ‌بالا با استقبال از مبادیِ سه‌گانۀ عاملیت دانش‌آموزان، برنامه‌ریزی و اجرا می‌کند و در تمامی مراحل مذکور، اعمال خود را همواره مورد نقد و ارزیابی مجدد از سوی خود و دانش‌آموزان قرار می‌دهد. پیشنهاد می‌شود تا موضوع مؤکدِ اقتدار مجاز و غیرمجاز در رویکرد «انسان به ‌منزله عامل»، سرلوحۀ فعالیت‌های حرفه‌ای معلمین قرار بگیرد و معلمین گرامی تا حد امکان، خود را در زمینۀ اقتدار مجازِ محتوایی (دانش‌ها، ارزشها و مهارت‌ها)، بیش‌ از پیش مجهز نموده و اقتدار صوری را تنها در سایۀ اقتدار محتوایی و با تدوین مشارکتیِ مقررات کلاسی مجاز بدانند و از هرگونه اقتدارجوییِ صوری که سبب تضعیف یا حذف عاملیت دانش‌آموزان و تعامل یک‌سویه می‌شود پرهیز نمایند. در واقع گرایش به اقتدارگراییِ محتوایی و اجتناب از اقتدارگراییِ صوری از ضروریات حرفۀ معلمی محسوب می‌شود.واژه‌های کلیدی: تعامل معلم با دانش‌آموز، تعامل ناهمتراز، تکنیک تحلیل‌مضمون، رویکرد انسان به‌ منزله عامل، عاملیت.