مدلسازی توان منابع آب زیرزمینی با استفاده از مدل های یادگیری ماشینی
نویسندگان
1 استاد، دانشکده ی محیطزیست، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری مهندسی محیطزیست گرایش منابع آب، پردیس بین المللی کیش، دانشگاه تهران
3 دانشیار، دانشکده ی محیطزیست، دانشگاه تهران
doi
10.22092/wmrj.2023.360675.1506چکیده
مقدمه و هدفتوانیابی منابع آب زیرزمینی یکی از اصلهای پایه در مدیریت منابع آب است. هدف این پژوهش توان یابی آب زیرزمینی با استفاده از مدل های یادگیری ماشین بردار پشتیبان (SVM) و همچنین دستورالعمل های فراکاوشی (مدل ترکیبی (هیبریدی) ماشین بردار پشتیبان و دستورالعمل بهینه سازی فراکاوشی زنبورعسل (SVM-BA) و مدل ترکیبی ماشین بردار پشتیبان و دستورالعمل بهینه سازی فراکاوشی ازدحام ذرات (SVM-PSO) است.مواد و روش هادر این پژوهش در منطقهی بجنورد عاملهای بلندی، شیب، جهت، شاخص رطوبت پستیبلندی، فاصله از آبراهه، تراکم زهکشی، فاصله از گسل، سنگ شناسی، شاخص موقعیت پستیبلندی، شاخص ناهمواری زمین، موقعیت شیب نسبی و شاخص هم گرایی جریان انتخاب شدند. از شرکت آب منطقه ای اطلاعات موقعیت 359 چشمه دریافت شد. دستورالعمل تقسیم بندی تصادفی برای تقسیم نقطههای آموزشی (70%) و نقطههای اعتبارسنجی (30%) استفاده شد. براساس تحلیل حساسیت حذفی، اندازهی اهمیت و مشارکت متغیرهای ورودی در توان یابی آب زیرزمینی مشخص شد. ارزیابی دقت مدلها در دو مرحلهی آموزش و اعتبارسنجی براساس روش منحنی مشخصه عامل گیرنده (ROC) انجام شد.نتایجارزیابی دقت مدلها براساس معیار ارزیابی مساحت زیرمنحنی عامل گیرنده (AUC) نشان داد که دقت پیش بینی مدل ترکیبی ماشین بردار پشتیبان و دستورالعمل بهینه سازی فراکاوشی ازدحام ذرات (SVM-PSO) 945/0 بیشتر از دیگر مدل ها (SVM: 0.918 و SVM-BA: 0.932) بود. براساس نتایج مدل برتر در این پژوهش 7/75% از سطح منطقه طبقهی توان زیاد و 38/66% از سطح منطقه طبقهی توان خیلیزیاد را کسب کردند. از میان عاملهای، موقعیت شیب نسبی (14/5%)، فاصله از گسل (13/4%) و سنگ شناسی (12/3%) در پیش بینی توان آب زیرزمینی بیشترین اهمیت را داشتند.بحث و نتیجه گیریبراساس نتایج این پژوهش، عملکرد مدل ماشین بردار پشتیبان زیاد بود و دو دستورالعمل بهینه سازی فراکاوشی زنبورعسل و فراکاوشی ازدحام ذرات موجب تقویت قدرت پیشبینی مدل شدند. همچنین مدل های یادگیری ماشینی می توانند ارتباط میان عاملهای محیطی و آبدهی چشمه ها را شناسایی کنند و با بهکارگیری داده های موجود، نقش آن ها را تعیین کنند. عامل موقعیت شیب نسبی بهعنوان مهمترین متغیر و عامل فاصله از گسل نیز بهعنوان دومین متغیر مهم در این پژوهش مشخص شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در تغذیهی بخش های زیرسطحی، ذخیره و جریان آب زیرزمینی، گسل های منطقه نقش مهمی داشتند. با کاربرد مدل در شناسایی وضعیت توان آب زیرزمینی عامل سنگ شناسی نیز بهعنوان سومین متغیر مهم معرفی شد. در این پژوهش، با پیشنهاد نقشهی توان آب زیرزمینی، امکان برنامه ریزی و تدقیق آمایش سرزمین برای آبخیز بجنورد فراهم شد.