شعر نو: دیالکتیک و معنا نگرشی ساختارگرایانه به شعر نو فارسی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه

doi
10.30465/copl.2025.50630.4222
چکیده

دیالکتیک کلمه‌ای کهن است، که در طول تاریخ و در مباحث مختلف با معانی متفاوت به کار رفته‌است. یکی از معانی دیالکتیک که در جستار حاضر مبنای پژوهش قرار گرفته، فرایندی است، که از سازش اضداد چیز جدیدی پدیدمی‌آید و تجمیع دو نقیض به موجود یا مفهوم سومی دلالت می‌کند. بر این مبنا در جستار پیش رو تعداد پانزده سروده از نیما و شاعران پس از وی بررسی و تحلیل شده است. جامعة نمونة یادشده از میان سروده‌های برجسته‌ای همچون «آی آدم‌ها» و «زمستان» برگزیده شده‌اند، که حتی‌المقدور هم از شاخص‌های شعری قابل تعمیم به اکثر اشعار نو و پسانیمایی برخوردار باشند و هم انواع مختلف اجتماعی، عرفانی و فلسفی به شیوه‌های متفاوت مناظره و منولوگ‌های مختلف را دربربگیرند. بررسی‌ها نشان می‌دهد، سرایندگان، فرایند دیالکتیک را در مقیاسی گسترده برای پیام‌رسانی و معنی‌سازی ثانویة سخن به کار بسته‌اند، هر چند در تلفیق و سازش متضادها، حسب سلیقه و سبک سراینده و اقتضای موضوع سروده، از امکانات زبانی و معنایی متفاوت بهره جسته‌اند. این امر، انواع سروده‌های نو را واجد ریخت و ساختار مشابهی مبتنی بر سه رکنِ تز، آنتی‌تز و سنتز می‌سازد. تأمل خواننده در این ساختار دیالکتیک می‌تواند، ورود وی به ژرف‌ساخت معنایی سروده (سنتز) را از مسیر ترکیب مفهوم‌آفرین و معناسازانة دو رکن بیرونی (تز و آنتی‌تز) تسهیل نماید.