واکاوی رمان کریستین و کید از دریچهی انگارهی عشقِ سیال زیگمونت باومن
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.30465/copl.2025.50129.4206چکیده
با فروپاشی روایتهای واحد و مطلق در دوران پسامدرن، مفهوم عشق نیز به مجموعهای از تجربههای فردی و متنوع تبدیل شده است. مفهومی چندوجهی و سیال که با دگرگونیهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژی درهم تنیده است. عشق در این عصر از زوایهی دید هر فرد به یک شکل مشاهده میشود و به طور مداوم در حال بازتعریف و بازسازی است. از جمله این تعاریف، مفهومی است که زیگمونت باومن تحت عنوان انگارهی عشق سیال برای توصیف ماهیت پیوندهای عاطفی در جامعهی پسامدرن به کار برده است. او استدلال میکند که پیوندهای عاطفی در این عصر دگردیسی عمیقی از تعاریف سنّتی داشتهاند. تصویری که از انگارهی عشق سیال در رمان کریستین و کید از هوشنگ گلشیری ارائه شده است، تصویری روشن از تحولات پیوندهای عاطفی در جامعهی پسامدرن است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که پیوندها در این رمان به شدت تحت تأثیر مفاهیم عشق سیال قرار دارند. عشق دیگر یک احساس ثابت نیست، بلکه بر اساس ارجاعت درونی و خواستههای فردی شخصیتها تغییر میکند. وفاداری و پایبندی به پیمان در هیچ پیوندی مشاهده نمیشود. آنچه از سمت شخصیتها یک رابطه را شکل میدهد یا آن را به پایان میرساند، حضور یا عدم حضور مؤلفهی لذت است. روابط جنسی به شکل گستردهای میان شخصیتها وجود دارد که بدون ترس از آشکار شدن در پی انجام آن هستند. ناهمخوانی احساسات ناموافق در آن پربسامد است. پیوندها بدون هیچ اضطراب فردی یا اجتماعی، به راحتی به پایان میرسند و افراد آزادانه به دنبال تجربههای جدید میروند.