بررسی تطبیقی تکنیکهای شخصیتپردازی در دو رمان «پیرمرد و دریا» ارنست همینگوی و «تنگسیر» صادق چوبک براساس نظریۀ لئونارد بیشاپ
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، نهاد کتابخانههای عمومی کشور، اداره کل کتابخانههای عمومی استان قزوین، قزوین، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و هنر، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
10.30465/copl.2025.51044.4237چکیده
داستان، شخصیت در کنش است. هرچه شخصیتها قوام بیشتری مییابند، نشانههای تازهتری از ویژگیهای آنها آشکار گشته، و همین امر باعث بروز واکنشهایی از آنها نسبت به یکدیگر میشود که با آنچه پیشتر در ذهن وجود داشته کاملا متفاوت است. لذا شخصیت برآیند دو تکانه است. تکانۀ فردیت بخشی و تکانۀ نوعی یا تیپسازی. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا و صادق چوبک در رمان تنگسیر از شیوههای مشترک و گوناگونی در شخصیتپردازی رمان خود استفاده کردهاند که عبارتند از ارائه شخصیتهای باورکردنی، کاربرد اندک نامها در فصل آغازین داستان، اشخاص با انگیزۀ نامشخص، توصیف فیزکی و روانی شخصیت، دادن اطلاعات از طریق شخصیتهای فرعی، بیان سابقۀ روانی شخصیت، شخصیتپردازی مختصر و مفید، شخصیتهای تصادفی، شخصیتهای واسطه، ویژگیهای همیشگی شخصیت. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تکنیکهای شخصیت پردازی در دو رمان پیر مرد و دریا و تنگسیر صادق چوبک است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به شیوۀ کتابخانهای است. یافتههای پژوهش نشان میدهد از میان تکنیکهای مختلف، حقیقت مانندی و باورپذیری شخصیت، توصیف شخصیت، آوردن اشخاص با انگیزه نامشخص بسامد بالایی در این دو رمان دارند.