بررسی نقش نماد درخوانشهای دوگانه یا چندگانه از متون رئالیستی متعدد از متن (مطالعه موردی: جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان)
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.30465/copl.2025.49611.4185چکیده
متن میتواند در زمان انتقالِ پیام، با خوانشهای متعددی همراه شود، در این میان متون چندلایه قابلیّتِ بیشتری برای این امر دارند؛ این پژوهش بر آن است که منتقل کننده پیام میتواند با استفاده از تمهیدات زبانی، با چند سطح از دریافت کنندگان ارتباط برقرار کند، یکی از این شیوهها، استفاده از نماد در بافتِ واقعگرایانه متن است که از آن به رئالیسم سمبولیک یاد میشود. برای بررسی این مسأله دو رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان که قابلیّت بررسی به عنوان نمونه پژوهش را دارند، انتخاب شد. پژوهش حاضر که با روش تحلیلی نگارش یافتهاست به این نتیجه رسید که چگونگیِ انتقالِ پیام در شکلگیری خوانشهای دوگانه و چندگانه از متن مؤثر است، همچنین نشان داد سیمین دانشور با استفاده از رئالیسم سمبولیک توانستهاست در جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان پیامهایی متفاوت را متناسب با مخاطب عامّ (خوانندگانی که ممکناست با رمزگان اجتماعی و سیاسی نویسنده آشنا نباشند) و مخاطب خاصّ (خواننده آگاه به رمزگانهای سیاسی و اجتماعی نویسنده) ارسال نماید، این ویژگی در بخشهای واژگان، ترکیبات، توصیفات و شخصیّتپردازی قابل توجه است و این استفاده در موضوعات اجتماعی و سیاسی بیشترین بسامد را دارد، دانشور برای نمود این واقعیّتها به صورت همزمان از دو روش بهره برده است: 1) روش مستقیم که در روساخت زبانی نمود مییابد 2) روش غیرمستقیم که در قالب نماد و دلالتهای ضمنی بروز میکند، او برای دریافتِ پیام، متناسب با نوعِ مخاطب کدها و نشانههای درونمتنی در ارتباط با واقعیّتهایِ بیرونی قرار داده و توانسته است بدون تداخل در درکِ معنا، دو یا چند معنایِ واقعگرایانه را به صورت همزمان به خوانندگان خود ـ با سطح آگاهی متفاوت ـ منتقل نماید. استفاده از این شیوه ضمن برآوردن اهداف مورد نظر، لذت از متن را افزایش داده و همچنین فضای بسته و محدود حاکم بر متن و در متن را منعکس ساخته است.