شناسایی پیشرانهای الگوی برنامه درسی تربیت اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی برای دوره اول متوسطه
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم تربیتی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
2 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
3 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
doi
10.48308/mpes.2024.236432.1480چکیده
هدف: امروزه آموزش کارآفرینی به کانون اصلی سیستمهای آموزشی در سراسر جهان تبدیل شده، امروزه آموزش کارآفرینی به عنوان ابزاری برای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان و مقابله با برخی مشکلات اقتصادی و اجتماعی از جمله افزایش تعداد فارغ التحصیلان بیکار به ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران در نظر گرفته شده و در بسیاری از کشورها به بخش مهمی از سیاستهای صنعتی و آموزشی تبدیل شده است. دوره اول متوسطه، به دلیل ورود دانش آموزان به محدوده سنی نوجوانی و واسط بودن بین مقطع ابتدائی و دوره دوم متوسطه، اهمیت داشته، بایستی آموزشهای مقاطع مختلف تحصیلی بایستی، به طور مناسبی تدوین و طراحی شود تا بازدهی مناسبی در زندگی تحصیلی و شغلی آتی دانشآموزان داشته باشد. عدم توجه به تربیت اقتصادی در الگوی برنامه درسی دانش آموزان، نمی تواند آنان را به خوبی برای اشراف به مسائل اقتصادی و حضور موفق در بازار کار در زمان آینده آماده کند. لذا تربیت اقتصادی در مدارس و آموزش مهارتهای کارآفرینی در مقطع اول متوسطه برای دانش آموزان از اهمیت زیادی برخوردار است. مواد و روش: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی پیشرانهای الگوی برنامه درسی تربیت اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی برای دوره اول متوسطه بود. تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، ترکیبی بصورت آمیخته بوده است، به طوری که برای شناسایی پیشرانهای اولیه، از مرور نظاممند (بررسی سیستماتیک) و تکنیک تحلیل محتوای استقرایی، استفاده شد و برای شناسایی پیشرانهای نهایی، از تکنیک دلفی استفاده گردید. جامعه آماری در بخش شناسایی پیشرانهای اولیه، مقالات و پژوهش-های علمی، طرحهای پژوهشی سازمانها و موسسات، تحقیقات خبرگان و محققان، کتب مرتبط تالیفی و پایاننامههای مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مراکز آموزش عالی و بخشنامههای موجود در وزارت آموزش و پرورش و ادارات زیرمجموعه در مورد موضوع تحقیق، برای بررسی متون و متخصصان برنامه درسی، مؤلفان کتب درسی، برنامهریزان وزارت آموزش و پرورش و متخصصان تربیت اقتصادی و کارآفرینی برای انجام مصاحبه، بود. برای شناسایی پیشرانهای نهایی، متخصصان برنامه درسی، مؤلفان کتب درسی و صاحبنظران این حوزه در استان مازندران انتخاب شدند که برای شناسایی پیشرانهای اولیه، 37 متن و با روش نمونهگیری گلوله برفی تعداد 15 خبره انتخاب شدند. برای شناسایی پیشرانهای نهایی، با روش نمونهگیری هدفمند، 20 خبره انتخاب شد. برای شناسایی پیشرانهای اولیه، از روش بررسی سیستماتیک سیلوا (2015) و تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری اولیه، محوری و ثانویه و برای شناسایی پیشرانهای نهایی از روش دلفی در طی سه مرحله و در نرم افزار SPSSاستفاده گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در شناسایی پیشرانهای اولیه، متون مورد بررسی و مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و در شناسایی پیشرانهای نهایی، از چک لیست خبره سنجی نیمه ساختاریافته و ساختاریافته استفاده گردید. برای تعیین روایی و پایایی مصاحبه نیمه ساختاریافته، از بررسیهای لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان)، قابلیت تائید (بازبینی خبرگان) و توافق درون موضوعی، استفاده شده و برای پیشرانهای نهایی، محتوای چک لیست خبره سنجی از نظر قابل فهم بودن و گویا بودن مورد تائید پنج تن از خبرگان دانشگاهی و سازمانی قرار گرفته و پایایی آن با روش آزمون مجدد، 88/0 محاسبه و تأیید گردید. بحث و نتیجه گیری: در الگوی پژوهش، عنصر «هدف»، دارای پنج پیشران به شرح: کاربردی و عملیاتی بودن، پرورش مهارتهای فردی و فنی، پرورش مهارتهای روانشناختی، ایجاد دانش مالی و اقتصادی و پرورش خلاقیت و ایده آفرینی، عنصر «محتوا»، دارای هفت پیشران بشرح: سواد مالی و اقتصادی، مهارت افزایی، دانش افزایی، قابلیت اجرایی، مبتنی بر نیازهای واقعی، خلاقیت و کارآفرینی و مدیریت محوری، عنصر «روشهای تدریس»، دارای شش پیشران به شرح: پروژه و کارگاه محوری، آموزش مشارکتی، تکنیکهای نوین آموزشی، دانش و مهارت محوری، تکیه گاه سازی و تدریس منعطف و عنصر «ارزشیابی»، دارای پنج پیشران به شرح: ارزشیابی کیفی، ارزشیابی عملیاتی، ارزشیابی دانش نظری و نگرش، ارزشیابی حین آموزش و ارزشیابی مشارکت محور، بوده است. در بین پیشرانهای نهایی، پیشران ایجاد دانش مالی و اقتصادی، دارای بیشترین اهمیت در عنصر «هدف»، پیشران مهارت افزایی، دارای بیشترین اهمیت در عنصر «محتوا»، پیشران پروژه و کارگاه محوری، دارای بیشترین اهمیت در عنصر « روشهای تدریس» و پیشران ارزشیابی عملیاتی، دارای بیشترین اهمیت در عنصر «ارزشیابی»، بود.