طراحی الگوی تبیینکننده بسترهای بازدارنده اجرای مسئولیتپذیری حرفهای اعضای هیئت علمی: براساس نظریه داده بنیاد
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.48308/mpes.2024.228688.1350چکیده
هدف: یکی از انتظارات از دانشگاه و دانشگاهیان اثرگذاری و نفوذ در خط مشیگذاری و ارتقای سطح جامعه براساس تصمیمگیری خردمندانه است، اعضای هیئت علمی، نخبگان و گروههای مرجع جامعه محسوب میشوند و انتظار میرود در جهت مسئولیتهای حرفهای دانشگاه مشارکت کنند. این در حالی است که در حال حاضر، نوعی وظیفهگرایی صوری بر آنها و بر دانشگاهها سایه انداخته است. شاید این وضعیت، نه تنها نشاندهنده نبود رویکرد حمایتی یا تشویقی، بلکه نگرانی از آسیبهایی است که گاه در مسیر فعالیتهای داوطلبانه متوجه افراد میشود. با توجه به این امر، نیاز به ارزیابی اثربخشی مسئولیتپذیری در مؤسسات آموزش عالی از دیرباز مورد توجه بوده است، فلسفه وجودی این نهادها تولید و انتشار دانش همواره در محور بوده است. به همین دلیل و به منظور مدیریت صحیح دانش سازمانی، ابزار مناسب مورد نیاز است. آگاهی از وضعیت مدیریت دانش به سازمان کمک میکند تا ضعفها و کمبودهای دانش خود را به منظور حفظ یا افزایش مزیتهای رقابتی شناسایی کند (درویشی، 2021). تا زمانی که دانشگاهها در این زمینه (داراییهای دانش)، نظرسنجی انجام ندهند مدیریت دانش منجر به بهبود عملکرد و توسعه سازمانی نخواهد شد. بنابراین برخورد صحیح با چالشها و دستیابی به اهداف تنها در صورتی امکانپذیر است که دانشگاه بتواند آگاهانه و به روشنی فرایندهای مرتبط با مسئولیتپذیری و خلق دانش را مدیریت کند دانشگاههای استان خوزستان، در تکاپوی حفظ موقعیت و کسب رتبه برتر علمی در میان دانشگاههای کشور و منطقه میباشد. براین اساس، هدف این پژوهش، کـاوش رویکـرد دانشـگاه نسـبت بـه بنابراین، درک و فهم و درنهایت به کارگیری تجارب کاری کنشگران دانشگاهی میتواند به عنوان یک خط مشی در جهت بهسـازی مسئولیت حرفهای اعضـای هیئـت علمی در دانشـگاهها ضرورت و اهمیت این نوع مطالعات را دوچندان میکند. در همین راستا سؤالات اصلی پژوهش به شرح زیر است: الف. چالشها و موانع عدم تحقق مسئولیتپذیری حرفهای در دانشگاه چیست؟ ب. عناصر تشکیلدهنده (مقولـۀ اصـلی، شـرایط علّـی، زمینـه، شـرایط مداخلـهگـر، راهبردها و پیامدها) این الگو کدامند؟ مواد و روش: این پژوهش با بهرهگیری از روش کیفی و طرح نظامدار نظریۀ داده بنیاد برای این منظور 27 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه و سیاستگذار در حوزه آموزش عالی در دانشگاههای استان خوزستان در زمینه تحقیق مصاحبه بعمل آمد، همچنین برای انتخاب شرکتکنندگان از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. نتایج حاصل از مصاحبهها، از طریق روش نظریهی زمینهای، در سه مرحلهی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی، تحلیل شد.بحث و نتیجه گیری: نتایج تحلیل دادهها طی سه مرحله، کدگذاری باز، محوری و انتخابی حاکی از دوازده مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (غالب بودن سیاست پژوهشگرایی بجای سیاست کیفیت و سیاست پداگوژی، پایین بودن سطح استقلال عمل نهادهای دانشگاهی، نامطلوب بودن کارکرد سیاستگذاری، راهبری و سازماندهی، نبود زیرساختهای درون دانشگاهی انعطافپذیری حاکمیت ساختارهای وظیفهای و نگاه جزئینگر، عدم وجود نگاه نظاممند و احساس نامفید بودن اثر فعالیت اجتماعی، شیوه تصمیمگیری و انتظار نهادهای حاکمیتی)؛ کنش ـ تعاملها (کاهش کیفیت آموزش و پژوهش، کاهش رسالت حرفهای، فاصله گرفتن از هنجارهای علمی، منزوی شدن اعضاء هیئت و کوچدهی نخبگان)، انطباق پذیری (پایبندی به سیاستهای جزئی نگر، انطباق با فرهنگ و جو سازمانی دانشگاه، خودسانسوری، اجتناب از ورود به موضوع حساس) و پیامد (کمیسازی نظام ارزش، آموزش، پژوهش و ارزشیابی دانشگاه، عدم آشناییزدایی از ترس سقوط، بیگانگی و از دست دادن زیست معنادار، عدم تابآوری علمی، ناکام گذاشتن نظام آموزش، پژوهش و پرورش، عدم پرسشگری، اشتیاق به جهل و نادانی خودخواسته) است که حول یک مقولهی هسته (ساختار و عاملیتی بودن کاهش رسالت حرفهای) شکل گرفتهاند. توجه به استانداردهای مسئولیت حرفهای اعضای هیأت علمی میتواند یکی از راهبردهای اساسی جهت بهبود تضمین کیفیت نظام آموزش عالی باشد. درنهایت، برخورداری این الگو از سازوکار چالشها و بازخورد موجب میشود که مجریان برنامههای توسعه حرفهای اعضای هیئت علمی از اثربخشی این برنامهها اطمینان حاصل و در صورت نیاز، اصلاحات لازم را در این زمینه اعمال کنند.