طراحی الگوی توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی در عصر تحول دیجیتال
نویسندگان
1 دانشجوی مدیریت آموزشی، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانش آموخته مدیریت آموزشی، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.48308/mpes.2025.237683.1524چکیده
هدف: عصر تحول دیجیتال به عنوان پارادایمی نوین، پیامدهای اجتنابناپذیری برای مدیریت و رهبری مدرسه دارد. مدیران مدارس باید در خصوص روندهای دیجیتال آموزش ببینند و تأثیر این روندها را بر محیط سازمانی خود درک کنند و چگونگی اهرمسازی فناوریهای جدید را فراگیرند. خود را با دانش و مهارتها و تواناییهای به روز مجهز کنند، تا شایستگیهای لازم و متناسب با عصر نوین به دست آورند. بدین منظور توانمندسازی مدیران مدارس برای کسب شایستگیها در عصر تحول دیجیتال، حائز اهمیت است. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر، طراحی و تدوین مدل توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی در عصر تحول دیجیتال بوده است. مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، در زمره پژوهشهای آمیخته متوالی است. تدوین مدل توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی بر اساس نظریه دادهبنیاد از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان سازمانی و دانشگاهی و همچنین مدیران مدارس ابتدایی شهر اهواز است. روش نمونهگیری در بخش کیفی، هدفمند ملاکمدار بود. ملاک انتخاب در هر دو گروه ارتباط پست سازمانی فعلی و یا پیشین با موضوع پژوهش، شرکت در فرآیند توانمندسازی مدیران، تخصص در مدیریت آموزشی و علوم تربیتی، و نیز داشتن پژوهشهای مرتبط است. بر اساس ملاکها، تعداد 12 نفر انتخاب شد. نمونهگیری در بخش کمی پژوهش از طریق سرشماری تعداد 221 نفر از مدیران مدارس ابتدایی شهر اهواز تشکیل میدهد. اعتبار یافتههای بخش کیفی، از طریق وارسی 4 نفر از اعضای خبره و همسوسازی به دست آمد. جهت محاسبه روایی محتوایی مؤلفهها و گویههای پرسشنامه از روش نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI ) استفاده شد. همچنین پایایی مؤلفههای علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها به ترتیب؛ برابر با 988/0، 953/0، 963/0، 948/0 و 959/0 برآورد شد. تجزیهوتحلیل دادههای کیفی از طریق تحلیل محتوای کیفی و فرایند کدگذاری باز دادهها و در بخش کمی با استفاده از آمار استنباطی تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر و نرم افزار AMOS انجام گرفت. بحث و نتیجهگیری: یافتههای تحقیق نشاد داد که مدل توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی در عصر تحول دیجیتال دارای عوامل علّی در ابعاد فردی، سازمانی، شغلی و مدیریتی؛ عوامل زمینهای در ابعاد ساختار غیرمتمرکز دیجیتالگرا، جو سازمانی توانمندساز و فرهنگ سازمانی توانمندساز؛ عوامل مداخلهای در ابعاد شیوهی انتخاب و انتصاب مدیران، مشارکت فعال ذینفعان، پشتیبانی سازمانی و شرایط محیطی؛ راهبردها در ابعاد آموزشهای تواناگر، پرورش و توسعه تواناییها و شایستگیهای درونی و بیرونی مدیر، تقویت و توسعه زیرساختهای آموزشی فناورانه است. با پیادهسازی این مدل، کسب قدرت و شایستگی فردی مدیران، بهبود عملکرد معلمان و دانشآموزان و ارتقاء سطح منزلت مدرسه به عنوان پیامدهای آن حاصل خواهد شد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد بر اساس ضرایب استاندارد، عوامل سازمانی(979/0) در بین شرایط علّی، عامل ساختار غیرمتمرکز دیجیتالگرا (990/0) در میان عوامل زمینهای، پشتیبانی سازمانی (973/0) به عنوان عامل مداخلهای، راهبرد آموزشهای تواناگر (983/0) و پیامد بهبود عملکرد معلمان و دانشآموزان (997/0) بیشترین نقش را در تبیین مدل توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی عصر تحول دیجیتال ایفا نموده است. بهکارگیری این مدل برای مدیران مدارس آموزشوپرورش از این منظر ضرورت دارد که مدیریت مدارس، تا به امروز بر مبنای رویکردهای مدیریتی سنتی بوده و این شیوهها نمیتواند شایستگی و صلاحیت برای مدیریت و رهبری در عصر تحول دیجیتال به بار آورد. زیرا از یک طرف مدارس ابتدایی با نسلی از دانشآموزان دیجیتال و آلفا روبرو بوده که ویژگیهای خاص خود را دارند و از طرف دیگر روشها و رویکردهای مدیریتی جدید تحت پارادایم رهبری دیجیتال قرار گرفته است و باید بر اساس رویکردهای آن عمل نمود. بنابراین؛ توصیه میشود برنامهریزان و سیاستگذاران آموزشوپرورش جمهوری اسلامی ایران به ویژه معاونت مدیریت منابع و توسعه سرمایههای انسانی، پشتیبانی و حمایت قوی نسبت به اجرای این مدل داشته باشند.