ارزیابی کیفیت بوم‌شناختی آبخیز نیر، استان اردبیل

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده ی کشاورزی و منابع طبیعی، پژوهشکده‌ی مدیریت آب، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 دانش‌آموخته ی کارشناسی ارشد، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده ی کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

3 دانشیار، گروه مهندسی عمران و معماری، دانشگاه سلطان قابوس، مسقط، عمان

4 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی آبخیزداری، دانشکده‌ی منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

5 دانشجوی دکتری، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده ی منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

6 دانش‌آموخته ی دکتری، کارشناس، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده ی کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22092/wmrj.2023.360357.1494
چکیده

مقدمه و هدفکیفیت بوم‌شناختی یک واحد اندازه‌گیری جامع از عناصر، ساختار و عملکرد یک بوم‌سازگان در مقیاس‌های زمان و مکان است. هم‌چنین، ارزیابی کیفیت بوم‌شناختی می‌تواند در اولین گام برنامه‌ریزی هدف‌مند و مدیریت جامع آبخیز اطلاعات ارزشمندی برای استفاده‌ی کارشناسان و مدیران داشته باشد. به این ‌منظور، این پژوهش با هدف محاسبه‌ی شاخص کیفیت بوم‌شناختی (EQI) در یکی از آبخیزهای بالادست سد یامچی که بی‌تأثیر از دخالت‌های انسانی نیست، انجام شد.مواد و روش‌هاآبخیز نیر به‌عنوان منطقه‌ی مطالعاتی در بخش جنوب‌غرب استان اردبیل است. برای انجام پژوهش، ابتدا، متغیرهای مهم ارزیابی کیفیت بوم‌شناختی (شاخص بهنجار‌شده اختلاف پوشش گیاهی (NDVI)، نسبت پوشش گیاهی (FVC)، شاخص سطح برگ (LAI)، تولید خالص اولیه (NPP)، شاخص رطوبت (IM)، شاخص دمای سطح زمین (LST)، فرسایش خاک، شاخص‌ پیوستگی بوم‌شناختی و شاخص‌ نگهداشت رواناب) استخراج و محاسبه شدند. متغیرها به‌نحوی انتخاب شدند که نشان‌دهنده‌ی سه عملکرد حفظ، پشتیبانی و تنظیم بوم‌سازگان باشند. پس از نرمال‌سازی، با استفاده از رویکرد پیشرفته‌ی تصمیم‌گیری چندمعیاره به‌نام مدل تصور تعقیبی (PPM)، وزن‌دهی متغیرها انجام شد. در نهایت براساس مجموع وزنی متغیرها، شاخص کیفیت بوم‌شناختی (EQI) برای 11 زیرآبخیز محاسبه شد.نتایج و بحثدامنه‌ی تغییرپذیری بسیار زیاد متغیرهای استفاده شده در سطح کل آبخیز نیر تأیید شد. به‌طور کلی، زیرآبخیز 1 حداکثر میانگین متغیرهای اول تا چهارم (FVC، NDVI، NPP و LAI) و حداقل میانگین LST داشت. در حالی‌که زیرآبخیز 11 از نظر همین پنج متغیر وضعیت عکس داشت. هر پنج متغیر منعکس‌کننده‌ی ساختار و عملکرد پوشش گیاهی و در نتیجه کیفیت بوم‌شناختی هستند. وضعیت سایر شاخص‌ها به‌جز پیوستگی بوم‌شناختی (EC) نیز در زیرآبخیز 1 در وضعیت متوسط ارزیابی شدند. براساس روش وزن‌دهی PPM، شاخص نسبت پوشش گیاهی (0/39) بیشترین اهمیت و شاخص‌های‌ رطوبت و نگهداشت رواناب با وزن 0/01 کم‌ترین اهمیت را داشتند. هم‌چنین، نتایج ارزیابی کیفیت بوم‌شناختی نشان داد که زیرآبخیزهای 11 (0/10=EQI) و 1 (0/90=EQI) به‌ترتیب کم‌ترین و بیش‌ترین اندازه‌ی EQI را داشتند. به‌طور کلی، با توجه به نتایج پهنه‌بندی مشخص شد که قسمت‌های جنوب‌شرق و شمال‌شرق آبخیز در طبقه‌ی بسیار کم شاخص کیفیت بوم‌شناختی (EQI) هستند که 29 % آبخیز مطالعه شده را تشکیل می‌دهند.نتیجه‌گیری و پیشنهادهانتایج این پژوهش به‌عنوان یکی از هدف‌های اصلی و مهم مدیریت آبخیز در راستای حفظ سلامت و یکپارچگی بوم‌سازگان می‌تواند کاربرد داشته باشد. هم‌چنین، می‌توان اولویت‌بندی تخصیص بودجه‌ی احیاء را براساس درجه‌ی تاب‌آوری زیرآبخیز‌های مطالعه شده انجام داد.