بررسی تطبیقی کاربرد تابو در داستان‌های معاصر فارسی و عربی (با تکیه بر آثاری از مصطفی مستور و زویا پیرزاد و هیفاء بیطار و هانی‌الراهب)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

3 دانشجوی دکترا زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی،

doi
10.30465/copl.2025.48354.4128
چکیده

در فرهنگ‌های مختلف، هاله‌ای از نفی‌ها، طردها و به حاشیه‌راندن‌ها گاه دور بخش‌هایی از مفاهیم و عواطف درونی انسان کشیده می‌شود که تحت عنوان تابو یا پرهیزه شناخته می‌شوند. مضامین تابوها شکل‌ها و ابعاد گوناگون از جمله سیاسی، دینی، جنسی و اجتماعی دارند. با وجود ممنوعه بودن تابوها در مناسبات اجتماعی، عرصۀ ادبیات میدانی برای ظهور و بروز مستقیم و غیرمستقیم آنهاست. توجّه به تابوها و انعکاس دادن آنها در متون ادبی، صرف نظر از اینکه در راستای ذات ادبیات است که هنجارهای مرسوم را برای آفرینش‌های خلّاقانه در هم می‌شکند، جنبه‌ای زیبایی-شناختی دارد. برای نشان دادن این جنبه از آثار داستانی معاصر به صورت تطبیقی داستان‌هایی از ادبیات فارسی و عربی؛ یعنی دو نویسنده زن و دو نویسنده مرد از دو زبان و فرهنگ برگزیده‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد نویسندگان داستان‌ها در پرداخت شخصیّت‌ها و انتخاب نوع زبان آنها از تابوها استفاده کرده‌اند. در این آثار، زنان داستانی از صورت‌های زبانی غیررکیک و مردان بیشتر از صورت‌های رکیک استفاده می‌کنند. نویسندگان سوری، در بیان تابوها آزادتر و نویسندگان ایرانی محتاط‌‌‌‌‌‌‌‌تر هستند و با بهره‌گیری از شگردهای بلاغی کنایی‌تر سخن می‌گویند. در باب مضامین تابوها نیز می‌توان گفت نویسندگان ایرانی و عربی در امور دینی و اعتقادی چندان تابوشکنی نمی‌کنند. تابوهای رفتاری مانند ذکر مشروبات الکلی و مواد مخدر در همه متن‌ها دیده می‌شود. در حوزۀ تابوهای زنانگی ضمن اینکه همۀ نویسندگان به آنها پرداخته‌اند، در داستان‌های عربی این تابوها وضوح بیانی بیشتری دارند.