پیوند ساختار قصیده با زمینه و زمانه جاهلی
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.48308/hlit.2019.98927چکیده
پژوهشگران تاریخ ادبیات در مواجهه با پدیدة ادبی، ادبیت آن را بهعنوان ارزش مستقل و فراتاریخی در نظرگرفتهاند و نقطة آغاز خود را پدیدة ادبی در وجه حاضروآمادة آن قرار دادهاند؛ یعنی دقیقا آنجایی که پایان کار است، جایی که متن ازپیش آن چیزی را که تاریخ در پی تقویم و اثبات آن است، به پژوهشگر بخشیده است. درحالیکه پدیدة ادبی پیش از جلوة حاضروآمادة خود، از طریق قرار گرفتن در سطح تطور ساختار متن، سنت ادبی و وجه کلامی خود در برخورد با سیاست و اجتماع، مسیری تاریخی را طی کرده است. مسیر تاریخی یک پدیدهی هنری، از وحدت با زندگی تا خودآیینگشتن ساختار را دربرمیگیرد. قصیده جاهلی هنر در وجه وحدت با زندگی است و هر بخشی از ساختار متن نشانهای است به چیزی در حیات جاهلی و این امر خود برآمده از همسازی هنر، اندیشه و زندگی در جاهلیت است. بر این اساس، در پژوهش حاضر با فهم هرمنوتیک و روش ساختارگرا، آغاز قصیده در جاهلیت بهمثابة جایگاه ایجاد شکلهای آن مورد بررسی قرار گرفته و سرشت آغازی نظام ادبی آن روشن گردیده است، و از این طریق تبیین شده است که ادبیت قصیدة جاهلی برآمده از پیوند ضروری قصیده با زیست جاهلی است و همین پیوند در سطح دیگر موجب شده است فرم و محتوای قصیدة جاهلی پس از ظهور اسلام، به عنوان عنصر ضروری فرم قصیده درونماندگار شوند و در ادب کلاسیک عربی و فارسی برای بیان اهداف مغایر با زیست جاهلی، به کار روند.