واکاوی خود واقعی و خود آرمانی در اشعار سهراب سپهری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه مازندران. ایران.
2 عضو هیات علمی دانشگاه
3 عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه مازندران.
4 دانشگاه مازندران
doi
10.30465/copl.2024.47827.4107چکیده
شعر سهراب سپهری(1307-1359) روایت نگاه او به خود، انسان و هستی است. او میکوشد تا چگونگی تعامل انسان با جهان و به وحدت رسیدن با آن را به زبان هنری تصویر نماید. روانشناسی انسانگرا نیز معنای زندگی را در خودآگاهی و تحقق «خود» دانسته، از آن به «خودشکوفایی» تعبیر میکند و آن را در «بودنِ» فرد و «چگونه تجربهکردن واقعیت» که سامانبخش میدان پدیداری است، میجوید. حصول این مقصود، مشروط به سازگاری میان میدان پدیداری، اندامگان، خود واقعی و خود آرمانی است. میدان پدیداری نحوة برداشت فرد از خویشتن و جهان است و خود آرمانی، خودی است که انسان آرزو میکند که آن باشد. خودشکوفایی زمانی محقق میگردد که فاصلة میان خودواقعی و خود آرمانی کاهش یابد. نگاه سپهری به هستی، نگاهی پدیدارشناختی است. حرکت بهسوی یگانگی با هستی و ظهور خود آرمانی، نبض سرودههای اوست. این مقاله میکوشد تا بدین پرسشها پاسخ دهد که: فرایند شکلگیری و مؤلفههای خود واقعی و خود آرمانی در اشعار سپهری کدامند؟ و میدان پدیداری سپهری در شکلگیری آنها چه تأثیری دارد؟ روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و جمعآوری اطلاعات کتابخانهای است. براساس یافتههای تحقیق، منابع میدان پدیداری سپهری گسترده، طبیعت مهمترین منبع آن و الهامبخش پاکی، صداقت و وحدت است. خود واقعی سهراب متشکل از جنبههای مادّی، جسمانی، فکری و عاطفی است. مؤلّفههای خود واقعی حکایت از پراکندگی وجودی او دارند. خود آرمانی مقصد جستجوها و مکاشفات سپهری است. عناصر سازندة آن، عامل سازگاری بین پراکندگیهای خود واقعی با خود آرمانی سپهری و رمز ورود او به خودشکوفایی محسوب میشوند و نتیجة آن ناشناختگیِ کامل است.