بازآفرینی هنری و شناخت شهودی در اشعار سهراب سپهری

نویسندگان

1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر

2 عضو هیات علمی دانشگاه

3 عضو هیات علمی دانشگاه مازندران

doi
10.30465/copl.2024.46632.4065
چکیده

در چشم‌انداز معرفت‌شناختی سهراب سپهری، دیدگاه شهودی در تعامل با هنر، نقشی بنیادی در توسعه گستره شناخت و کشف حقیقت و زوایای هستی دارد. این شاعر هنرمند با گذار از تنگناهای ناگزیر و تحمیلی واقعیت متعارف و نگاه معمول، امور و پدیده‌های هستی را باری دیگر با نگاهی ژرف و هنرمندانه بازآفرینی کرده است. او برای توصیف و تفسیر امور ناشناخته و ناشناختنی، انتقال محتوای ادراکی و تجربیات زیستی، عواطف شاعرانه و دیگر مشاهدات خود در جهت گسترش مرزهای شناخت و کشف حقیقت از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های هنر استفاده کرده است. منظور از بازآفرینی هنری، این است که هنرمند در تحولی ناب از درک و شیوه نگرش، با گذار از شناخت نمادین که فقط رویه‌ها و وجه محدودی از موضوع شناخت را به دست می‌دهد، به شناختی شهودی نایل گردد و واقعیات اصیل را با حذف مفاهیم قراردادی و از میان برداشتن واسطه‌ها، از نو بیافریند. سپهری با رویکردها و شیوه‌های مختلفی از جمله: 1-تجسّم‌بخشی و تجربی نمودن احوال، یافته‌ها و محتوای ادراکی؛ 2-تغییر در پیوندگاه و افق دید؛ 3-استفاده از مفاهیم و اصطلاحات علوم مختلف؛ 4-اندیشه و دیدگاه فلسفی، از شناخت نمادین عبور کرده و با تفسیر هنری زیست‌جهانش به توسعه مرزهای معرفت و شناخت همت گماشته است.