نقش مؤلّفههای همجوشی شناختی و ذهنآگاهی در پیشبینی افسردگی دانشجویان
نویسندگان
1
doi
10.22051/psy.2020.30114.2153چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مؤلّفههای همجوشی شناختی و ذهنآگاهی در پیشبینی افسردگی دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش دانشجویان دانشگاههای لرستان در سال 1398 بود که از بین آنها تعداد 340 دانشجو (186زن، 154مرد) با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادههای پژوهش شامل پرسشنامۀ افسردگی بک، پرسشنامۀ همجوشی شناختی و پرسشنامۀ پنج عاملی ذهنآگاهی بود. روشهای آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام بهگام برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مؤلّفههای همجوشی شناختی (همجوشی و گسلش) با افسردگی رابطۀ مثبت معنادار دارند؛ در حالی که مؤلّفههای ذهنآگاهی (مشاهده، عمل توأم با هشیاری، غیرقضاوتی بودن به تجربه درونی، توصیف و غیرواکنشی بودن) با افسردگی رابطۀ منفی معنادار دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون بیانکنندۀ آن بود که مشاهده، عمل توأم با هشیاری، غیرقضاوتی بودن به تجربه درونی، همجوشی و گسلش بهترتیب توانستند افسردگی را پیشبینی کنند. از نتایج بهدستآمده میتوان به اهمیت نقش مؤلّفههای همجوشی شناختی و ذهنآگاهی در افسردگی دانشجویان پی برد. بنابراین، با بهبود وضعیت شناختی و ذهنآگاهی دانشجویان میتوان در جهت ارتقاء سلامت روانی آنها گام برداشت.