روایت سقوط: عدالت‌خواهی به مثابه گردن‌کشی در سینمای حاتمی‌کیا

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان

3 گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jsal.2023.92665
چکیده

یکی از محورهای اصلی گفتمان انقلاب اسلامی دستیابی به عدالت است و ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان فیلمسازی برآمده از این گفتمان، همواره دغدغه اصلی خود را عدالت اجتماعی معرفی کرده است. این پژوهش نیزدر راستای تفسیر فیلم‌های حاتمی‌کیا نسبت به مسئله عدالت  با تکیه بر مفاهیم برآمده از نظریه جان رالز و جاسو و وگنر انجام می‏شود. برای این مطالعه، سه فیلم‌ آژانس شیشه‌ای، ارتفاع پست و خروج با روش نمونه‌گیریِ معیاری، انتخاب و از طریق روش تحلیل روایت با رویکرد ساختارگرایی تحلیل شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که گفتمان فیلم‏ها، جامعۀ ایران را جامعۀ ناعادلانه‌ای بازنمایی می‏کنند که در آن به کلیه مطالبات اقتصادیِ عدالت‌خواهان با لنز سیاسی-امنیتی نگریسته می‏شود. لذا نهادهای مربوطه به کارافتاده تا امنیت را دوباره برقرار کنند. نهادهای اختصاص‌دهنده، روند عدالت‌خواهی را با ترس از دشمن خارجی و دشمن داخلی معنا می‌کنند. از این قرار کنش عدالت‌خواهانه پایانی جزء سقوط برای عدالت‌خواهان به همراه ندارد. مرگ پاداش‌گیرنده و کان لم یکن شدن تحقق عدالت، سقوط کنشگران و ابهام در تحقق عدالت و بی‌نتیجه ماندن سفر از مصادیق این سقوط است.