خوانش بومفمینیستی مجموعهداستانهای سنگهای شیطان اثر منیرو روانیپور برپایة رویکرد تعامل فرهنگی نمادین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاداسلامی، تربت حیدریه، ایران
2 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی ،دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار،ایران
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاداسلامی، تربت حیدریه، ایران
doi
10.30465/copl.2024.47849.4108چکیده
در میان داستاننویسان معاصر، منیرو روانیپور در آثار خود از طبیعت و ارتباط مستقیم و غیرمستقیم عناصر آن با زندگی آدمی به ویژه جنس زن سخن به میان آورده است. ازاین رو، طبیعت یکی از بنمایههای داستانهای این نویسنده به شمار میرود. جنبشهای فمینیستی بسیاری در دوران معاصر، بر نقش مخرّب مردان در زیستبوم تأکید میورزند. این جنبشهای فمینیستی با اشاره به ستم تاریخی مردان علیه زنان، بر این موضوع تأکید میکنند که تبعیضهای جنسیتی نه تنها به منافع زنان آسیب رسانده، بلکه طبیعت را با خطر نابودی کامل مواجه کرده است. در پژوهش حاضر، با استناد به منابع کتابخانهای، روش تحلیل کیفی دادهها و روش استدلال استقراییِ مجموعه داستانهای سنگهای شیطان اثر منیرو روانیپور با نظرداشت چارچوبهای نظریۀ بومفمینیسم کاویده میشود تا در نهایت، نقش زنان در سامان دادن به طبیعت و ارتباط با مظاهر آن آشکار شود و نیز، به کارکرد مخرّب مردان در این زمینه پرداخته شود. دراین پژوهش، از میان رویکردهای این نظریه، به مبانی تعامل فرهنگی/ نمادین اشاره شده است که بیان میدارد زنان و طبیعت از دید مفهومی، نمادین و فرهنگی به هم مرتبط هستند. نتایج تحقیق نشان میدهد که شخصیتهای زن در رمان سنگهای شیطان، در شاخصههای باروری، زایش و تغذیهرسانی با طبیعت اشتراک دارند. همچنین، نگاه نمادین به این عناصر در لایههای زیرین اندیشههای منیروروانیپور دیده میشود. علاوه بر این، مواردی چون زندهانگاری عناصر طبیعت از دید زنان، گرایش زنان به سحر و جادو، بازنمایی و ایجاد دوگانههای انسان/ طبیعت و نیز زن/ مرد، تعابیر و خوانش ویژۀ زنانه از تغییرات زیستمحیطی، آثار سوء فاصلهگرفتن آدمی از طبیعت در مجموعۀ داستانی سنگهای شیطان بازتاب داشتهاند که در همۀ موارد با مبانی نظریۀ بومفمینیسم همخوانی دارد.