تحلیل ایدئولوژی چپ مارکسیستی در آثار داستانی بهآذین
نویسندگان
1 دانشیار و هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.30465/copl.2024.46362.4047چکیده
مسئلۀ اصلی نوشتار پیش رو تحلیل گفتمان چپ مارکسیستی در داستانهای محمود اعتمادزاده (بهآذین) از اولین مجموعهداستان او با عنوان پراکنده (۱۳۲۳) تا نمایشنامۀ کاوه (۱۳۵۵) که تا انقلاب ۱۳۵۷ را شامل میشود. نویسندگان مقاله برآنند تا نشان دهند بهآذین بهعنوان نویسندهای که زمانی عضو حزب توده بوده، چطور با نوشتن داستانهایی واقعگرا یا نمادین علیه گفتمان حکومت موضع میگیرد و تلاش میکند گفتمان موردقبول خودش را بازتاب دهد. بهعلاوه، این بررسی تاریخی، گذار نویسنده را از ابتدای عضویت در حزب تا شکست آنها در آینۀ آثارش نشان خواهد داد. برای بررسی از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، با تأکید بر دالهای مرکزی و شناور در هر داستان استفاده شدهاست. براساس نتایج بهدستآمده، بهآذین بهعنوان یک نویسندۀ متعهد به آرمانهای حزبی چپگرایانه، درصدد انعکاس گفتمان چپ مارکسیستی و برتریدادن آن در برابر گفتمان امپریالیسم غرب بودهاست. باور او به هنر متعهد مانع از این شده که اصول داستاننویسی را کاملاً رعایت کند و اغلب داستانهایش در این زمینه در خدمت انعکاس ایدئولوژی چپ نوشته شده است.