بررسی اثر کاربری های مرتعی و جنگل دست کاشت در تولید رواناب و رسوب در مقیاس کرت در آبخیز نوررود
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران
2 استاد گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران
3 استاد گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران
4 استاد گروه علوم و مهندسی مرتع داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران
doi
10.22092/wmrj.2022.356784.1446چکیده
مقدمه و هدفیکی از اقدامهای مهم و مؤثر در مهارکردن فرسایش خاک و تولید رواناب استفاده از روش های آبخیزداری است که در حال حاضر توجه کمتری به آن می شود. این پدیده ی طبیعی یک مسأله ی محیطی جهانی است که از حاصلخیزی خاک و کیفیت آب کاسـته، رسـوب زایـی و احتمـال ایجاد سیل را افزایش می دهد؛ بنابراین می توان با استفاده از کرت های فرسایش در عرصه های طبیعی نقش مؤثری در مهارکردن رواناب و تولید رسوب ایفا کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بارش و پوشش گیاهی بر تولید رواناب و رسوب در آبخیز نوررود استان مازندران تهیه شده است.مواد و روشهاآبخیز نوررود در استان مازندران، محدوده ی سیاسی شهرستان نور، بخش بلده و جنوب غربی آمل واقع شده و مهم ترین مرکز جمعیتی آن بلده می باشد. با وسعت 1299/78 کیلومتر مربع، وسیع ترین زیرآبریز رودخانه ی هراز است. برای محاسبه ی رواناب از رگبارهای منفرد در مقیاس کرت و دو نوع کاربری مختلف جنگل دست کاشت (کاج، pinus halepensis) با سن هفت و هشت ساله و زمینهای مرتعی، با استفاده از کرت های آزمایشی با اندازه ی دو در ده متر مربع با دو تیمار و سه تکرار در ماه های فروردین، اردبیهشت، خرداد، شهریور، مهر و آبان و آذر سال های 1396 و 1397 استفاده شد و برای بررسی ارتباط بین ویژگیها از تحلیلگر آماری Anova استفاده شد.نتایج و بحثنتایج بارش از 1396/1/28 تا 1397/03/17 نشان داد بیشترین مقدار رواناب در 31 اردیبهشت 1397 ایجاد شده و باعث تولید 0/35 میلی گرم رسوب در واحد کرت شده است. نتایج آزمون کلموگروف-اسمیرنوف نیز برای دو نمونه ی غالب نشان داد دامنه ی شرقی دارای توزیع بهنجار در سطح 0/95 هستند. نتایج همبستگی بین مقدار درصد تاج پوشش و لاشبرگ هریک از کاربری ها نشان داد وجود عاملهای طبیعی مانند: لاشبرگ و تاج پوشش گیاهی ارتباط قوی با مقدار وزن رسوب تولیدی در دو تیمار دارد. بیشترین مقدار ضریب رواناب برای کاربری مرتع (33%)، و کمترین آن برای جنگل دست کاشت (31 %) بود.نتیجه گیری و پیشنهادهابا توجه به نتایج به دست آمده مشخص شد به طور کلی مقدار رواناب و رسوب تولیدی در مناطق جنگلی بیشتر از مراتع است. از طرفی در مناطق مرتعی با دامنه ی شرقی، ارتباط کمتری با رسوب تولیدی وجود داشت. یکی از موارد اصلی در تخریب زمینهای ملی، چرای بیش از حد ظرفیت مراتع و جنگل ها است. این عامل باعث تخریب مرتع می شود و با بارش هایی نه چندان شدید، رواناب تولید می شود و مقداری از خاک را جابجا می کند. در وقوع و تشدید رواناب و رسوب، عاملهای مختلفی دخالت دارند که با درنظر گرفتن شرایط هر منطقه ممکن است یک الی دو عامل نقش بیشتری داشته باشند. نقش کاربری و پوشش گیاهی در شرایط بارش های مختلف نقش مهمی در میزان رواناب دارد. از این رو می توان به تأثیر مستقیم وجود پوشش گیاهی بر کاهش مقدار رواناب و رسوب پی برد. با توجه به نتایج به دست آمده برای بهتر شدن نتیجه بهتر است از باران سازهای مصنوعی نیز در عرصه ی طبیعی استفاده گردد تا بتوان بهتر نقش پوشش گیاهی را درک کرد.