مقایسه بهره‌گیری از شیوۀ «تفکر جانبی» در تقابل‌های دوگانۀ دو رمان «بازگشت هرداد» و «از دوازده انگشت نکبتی‌اش»

نویسندگان

1 دبیرستان فرزانگان، رودهن، ایران

2 دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.30465/copl.2024.47746.4103
چکیده

تفکر جانبی فرایند کلیشه‌زدایی از روش معمول اندیشیدن است. برخی از این روش‌ها شامل «وارونه‌سازی»، «بدیل‌سازی»، «تناقض» و «استعاره» با عملکرد تقابل‌های دوگانه در متن داستانی قابل تطبیق‌اند. بهره‌گیری از این روش‌ها برای ترسیم تقابل‌های دوگانۀ داستان نوجوان، می‌تواند فرصتی برای تمرین مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی مخاطب نوجوان فراهم کند. در این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی و داده‌های کمّی و کیفی، این موضوع در دو ژانر فانتزی و اجتماعی مقایسه شده‌اند. «بازگشت هرداد»، در ژانر فانتزی، با بهره‌گیری از روش استعاره و «از دوازده انگشت نکبتی‌اش‌» در ژانر اجتماعی، با بهره‌گیری از روش وارونه‌سازی، بازنمایی خلاقانه‌ای از جهان‌بینی و تعارض‌های رشد نوجوان دارند؛ با این‌ تفاوت‌ که داستان اول، درفضایی استعاری اما هنجارمند نوجوان را در مسیر مشخصی از نظریه‌پردازی هدایت می‌کند؛ اما داستان دوم با رویکردی اجتماعی و انتقادی، با روش وارونه‌سازی، جهان‌بینی نوجوان را بر متن غالب می‌کند و او را در مسیر مفهوم‌سازی خودانگیخته قرار می‌دهد.