نیمرخ علایم اختلال استرس پس آسیبی، و ابعاد شناختی و هیجانی نظریه ذهن در کودکان بی سرپرست
doi
10.22051/psy.2019.25052.1862چکیده
تفاوت محیط تحول کودکان بیسرپرست با کودکان عادی، آنها را مستعد آسیبهای روانی میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی نیمرخ روان شناختی کودکان بیسرپرست از لحاظ تجربه علایم اختلال استرس پسآسیبی، و عملکردهای شناختی و هیجانی در تکالیف نظریه ذهن بود. براین اساس از 50 کودک بیسرپرست و 50 کودک عادی درخواست شد تا مقیاس بررسی اثرات حوادث بر کودکان، آزمون نظریه ذهن و آزمون درک حالات هیجانی از طریق چشمها را تکمیل کنند. یافتههای تجزیه و تحلیل رگرسیون لوجستیک نشان داد که نشانههای نفوذ تجارب آسیبزا، اجتناب رفتاری و نقص در درک باور کاذب به صورت معنیداری دو گروه بیسرپرست و عادی را از هم متمایز میکند. بین عملکردهای نظریه ذهن و توانایی بازشناسی هیجانها در آزمون چشمها با تجربه علایم اختلال استرس پسآسیبی رابطه معکوس و معنیداری وجود داشت. به نظر میرسد تجربه اختلال استرس پسآسیبی یکی از اختلالهای شایع در بین کودکان بیسرپرست است. تاخیر در رشد ابعاد هیجانی و شناختی نظریه ذهن ممکن است در کودکان بیسرپرست ناشی از تجربه علایم اختلال استرس پسآسیبی باشد.