رمان زندگینامهای به مثابة ژانری تلفیقی با نگاهی به روایت قلندر و قلعه
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30465/copl.2023.45435.3995چکیده
رمان زندگینامهای در جایگاه گونهای مدرن در تاریخ پردازشهای ادبی انسان، برونداد دگرگونیهای اندیشگانی و تحولات اجتماعی بوده، روندی تطوری را پیمودهاست. پژوهش پیشرو، ضمن توجه به فرآیند گذار زندگینامه به رمان زندگینامهای، بسترهای فکری فلسفی شکلگیری آن را تبیین میکند و در وهلة بعد، برخی از ارزشهای زیباییشناختی رمان زندگینامهای را معرفی مینماید. همچنین، پژوهش حاضر با بهرهگیری از الگوی روششناختی توصیف و تحلیلِ پیکرة مورد مطالعه، نشان میدهد رمان زندگینامهای در پرتو سرشت تلفیقی و خصلت میانرشتهای خود، گسترة همکنشیهای ادبیات با علم و هنر است به گونهای که گاهی مفاهیم و نظامهای فکری آن قلمروهای معرفتی، پیکرة رمان را شکل میدهند و در نتیجه، مفهوم جدیدی با عنوان «ژانر تلفیقی» شکل میگیرد که همساز با جهان چندوجهی مدرن است. بر مبنای پژوهش حاضر، رمان زندگینامهای در سطح محتوایی، ضمن چرخش از تاریخ به فرد، بر نقش انسان در ساختن تاریخ تأکید دارد و به این ترتیب، ارزشهای زیباییشناختی ویژهای در آن رقم میخورند و با جایگزین کردن نمادپردازی به جای توصیف، امر ذهنی را به جای امر عینی مینشاند. در این سیاق، رمان قلندر و قلعه نوشتة سیدیحیی یثربی به مثابة مصداقی بر رمان زندگینامهای واکاوی شدهاست. در روایت موردمطالعه، ضمن کاربست رؤیاپردازی، شاعرانگی زبان که همساز با سرشت فلسفة اشراقیاند، نماد نیز در جایگاه عنصری مرکزی عمل میکند بهگونهای که تقابل نیروهای متعارض فکری در روایت به واسطة پردازش نمادها شکل میگیرد، نمادهایی که خود امتداد شبکهای از تقابلهای گفتمانی در لایههای عمیقتر روایتاند.