مقایسه روش‌های GBLUP و بیزی در برآورد ارزش‌های اصلاحی ژنومی با معماری‌های مختلف ژنتیکی

نویسندگان

1 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقـق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقـق اردبیلی، اردبیل، ایران.

3 دکتری ژنتیک و اصلاح دام، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

4 گروه علوم دامی ، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی ، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22067/ijasr.v12i2.80862
چکیده

انتخاب ژنومی با استفاده از نشانگرهای با تراکم بالا، بخصوص SNPهایی که کل ژنوم را پوشش می­دهند و اغلب در عدم تعادل پیوستگی با QTLهای مجاور خود قرار دارند، ارزش ژنتیکی کل را پیش­بینی می­کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عواملی چون تراکم نشانگرها، تعداد QTL، وراثت­پذیری صفت و نوع توزیع اثر QTL بر صحت برآورد ارزش­های اصلاحی ژنومی با استفاده از داده­های شبیه­سازی در گوسفند انجام گرفت. به همین منظور ژنومی متشکل از سه کروموزوم، هر یک به طول 100 سانتی­مورگان با سه مقدار وراثت­پذیری برای صفت مورد بررسی (1/0، 3/0 و 5/0) و سه پنل نشانگری (500، 1000 و 1500) در سه سطح تعداد QTL (50، 100 و 150) با دو اثر توزیع یکنواخت و گاما برای QTL شبیه­سازی شدند. صحت ارزش­های اصلاحی ژنومی برآورد شده با استفاده از پنج روش GBLUP، بیزA، بیزB، بیزC و بیز LASSO مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد که هر چه تراکم نشانگر و وراثت­پذیری صفت افزایش یافته و تعداد QTL مؤثر بر صفت کمتر باشد، صحت ارزش اصلاحی برآورد شده بالاتر خواهد بود. در بین روش­های آماری زمانی که تعداد QTL مؤثر بر صفت پایین است و توزیع اثر QTL گاما در نظر گرفته شد، پیش­بینی ارزش­های اصلاحی ژنومی با روش بیزB عملکرد بهتری داشت.