رئالیسم جادویی در رمان قریه از محمد مولایی
نویسندگان
1 گروە ادبیات فارسی.دانشکدە علوم انسانی دانشگاە پیام نور
2 هیئت علمی.استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی پیام نور ایلام
doi
10.30465/copl.2023.46018.4057چکیده
یکی از شاخههای مکتب رئالیسم، رئالیسم جادویی است که شیوهای بدیع و جدید در داستاننویسی است و در آن عنصر واقعیت و خیال چنان با هم ترکیب میشوند که مرز میان آنها به راحتی قابل تشخیص نیست و خواننده به راحتی آن را میپذیرد، در آثار داستانی نیز مدتهاست رئالیسم جادویی در جهت تأثیرگذاری بیشتر، مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است. روش این پژوهش به گونه استقرایی، براساس مطالعه کتابخانهای و به شیوه توصیفی- تحلیلی است. اساس این مطالعه مبتنی بر بررسی سبکی و ساختاری12 مؤلفهی مهم رئالیسم جادویی در این رمان است که میتواند دریچهای دیگر از ادبیات داستانی بومی را به روی مخاطب بگشاید. نتایج نشان میدهد مولایی در توجه به رئالیسم جادویی از مؤلفههایی همانند: توصیف واقعگرایانه جزئیات، نقش طلسم و دیو، بهرهمندی از عامل جادو و جن، استفاده از تخیل و توهم، حوادث شگفتانگیز، دوگانگی و تقابل، نمادگرایی و رازگونگی، کشمکش، سکوت اختیاری، زمانمندی خاص، اغراق و مبالغه و آداب و رسوم بومی و خرافهها استفاده کرده است. نویسنده، بین جهانی که در قریه خلق کرده است با دنیای واقعی ارتباطی تنگاتنگ برقرار میکند و در ترکیب واقعیت با خیال، لحنی باورپذیر به کار برده است. به نظر میرسد تفکر نویسنده در خلق رئالیسم جادویی، ریشه در اندیشههایی دارد که با عامل ماوراءطبیعت همراه شده است. بهرهمندی از عامل جادو و جن بیشترین بسامد و استفاده از کشمکش، کمترین بسامد را در رمان قریه داشتهاند. استفادة نویسنده از جادو و گروه اجنه باعث شده تا عنصر خیال نیز در این ترکیب با نویسنده همراه شود و تصاویری ماورایی را به وجود آورد. به نظر میرسد در این داستان، توجه به فضای روستایی و نمادهای مربوط به آن و عنصر تقابل و دوگانگی(تخیل با واقعیت، شهر با روستا، جن با انسان و درون با برون و...) از مؤلفههای مهم ایجاد ساختار رئالیسم جادویی باشد.