کرانبندی اصطلاح روایت جمعی: مطالعة نقش عامل روایی در انگاشتهای اشتراکی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، ایران.
doi
10.30465/copl.2023.45901.4018چکیده
با وجود اقبال جهانی به شیوة روایت جمعی که پس از پدیدة چرخش روایی سیری پرشتاب یافته است، این گونة روایت در ایران به لحاظ تبیین نظری چندان مورد توجه قرار نگرفتهاست. خصوصاً در حوزة ادبیات علیرغم تعدّد نمونههای داستانی، مطالعات منسجم در حوزة این شکل روایی انگشتشمارند. این پژوهش بر اساس روش پساسنَتگرایانه در روایتشناسی قصد دارد با رویکردی التقاطی در وهلة نخست، با بهرهگیری از دیدگاه فلسفة ذهن و عمل، چیستی و حدود این شیوه را بازنمایاند و پس از آن تلاش میکند ضمن نشان دادن اَشکال متفاوت این شیوة روایی، ملاکهایی برای فاصلهگذاری میان گونههای روایت معرّفی کند. نتیجة حاصل شده این است که تفاوتاوّلیة شکلهای روایت جمعی در گرو کانون روایتگری است؛ کانون روایتگری میتواند خط فارق انواع روایتهایی که جمعی خوانده میشوند در مقابل روایتهای دارای عامل روایت جمعی (به صورت مشخّص، ما-روایتها) باشد. در نگاهِثانویه، گونههایی که این پژوهش بر آن متمرکز هستند یعنی ما-روایتها بر اساس دیدگاه روایی از یکدیگر متمایز میشوند. دیدگاه روایی معیّنکننده حدود دسترسی/عدمدسترسی به ذهن شخصیّتها است و در نتیجه سطح وحدت صداهای تشکیلدهنده در روایت ما را تعیین میکند. در نهایت سعی شده است با طبقهبندی پیشنهادی برای سطوح مختلف ما-روایت بر اساس میزان برجستهسازی شخصیّتهای تشکیلدهندة ما-راوی، افق روشنی از بافتار روایت جمعی با عامل روایی ضمیر اوّلشخص جمع نشان داده شود.