ریشههای تفکر برنامه درسی متمرکز: واکاوی دغدغههای سیاسی و اجتماعی نخستین ناظران آموزشی و نقش آن در پیدایش حوزه مطالعاتی برنامهدرسی
نویسندگان
1 دانشگاه کاشان
doi
چکیده
هدف این مقاله تاریخی واکاوی نقش فعالیتهای ناظران آموزشی ابتدای قرن بیستم در پیدایش حوزه برنامه درسی و ترویج اندیشه برنامه درسی متمرکز است. روش این مقاله استناد به اسناد و آثار نخستین ناظران آموزشی و برنامهریزان درسی است. این مطالعه نشان میدهد فکر برنامه درسی متمرکز با هدف محدودسازی اختیارات مدارس و به عنوان ابزاری برای نظارت مطرح شد. هریس با اندیشه نظارت مبتنی بر کتاب درسی، بابیت با اندیشه برنامه درسی مبتنی بر استانداردها، و راگ با تدوین کتاب راهنمای معلمان، به دنبال اثرگذاری مستقیم بر آموزش در کلاسهای درس بودند. اگر چه اندیشمندانی نظیر جان دیویی و بـوید بـــود کوشیدند رویکرد مردمسالارانهای را که مبتنی بر اصول روانشناختی نیز بود در نظریه و عمل آموزش نهادینه کنند اما ناظرانی نظیر هریس، بابیت و چارترز با بهرهگیری از تحقیقات علمگرایانه و قدرت اجرایی توانستند ذینفعان آموزش را در برابر ذهنیت دیوانسالارانه و نظارتی و نیز در برابر اندیشه برنامه درسی متمرکز و یکپارچه متقاعد کنند. پیدایش حوزه مطالعاتی برنامه درسی در واقع شروع تفکر برنامه درسی متمرکز و با نظریه مردمسالاری اهماهنگ نبود.