نگاهی انتقادی به میراث صوفیه در برۀ گمشدۀ راعی هوشنگ گلشیری
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
doi
10.30465/copl.2023.46320.4042چکیده
فرهنگ و سنّت عرفانی در ادب فارسی، پیشینهای به درازنای تاریخ و فرهنگ ایرانزمین دارد. گزارههای این سنّت عرفانی در ادبیات فارسی دورۀ باستان و در آموزههای آیین مهر، زروان و مزدیسنا و سپس در آثار عرفانی کلاسیک فارسی و پس از آن در ادبیات داستانی معاصر فارسی، قابل بازیابی است. ادبیات داستانی معاصر به تأثیر از فضای اجتماعی پسامدرن، شاکله و ساختار جدیدی به فرهنگ و سنّت عرفانی داده است و ساختارهای کلاسیک را تغییر داده و گاه آن را به نقد کشیده است. مسئلۀ اصلی این است که این فضای پسامدرن، چگونه توانسته ساختارهای کلاسیک عرفان را در هم بشکند و نگاههای نوی را شکل بدهد؟ همچنین چه نوع نگاهی را جایگزین آن کرده است؟ بنابراین، در این پژوهش، گزارهها و مؤلفههای مربوط به فرهنگ و سنّت عرفانی در یکی از آثار شاخص هوشنگ گلشیری با عنوان برۀ گمشدۀ راعی، مورد واکاوی قرار گرفته است. هدف پژوهش، استخراج و تبیین عناصر مرتبط با فرهنگ و سنّت عرفانی برای معرفی و شناسایی نوع نگاه معاصران به مقولۀ فرهنگ و سنّت عرفانی است. بررسی نشان میدهد نوع نگاه انتقادی نویسندۀ رمان نسبت به مقولههای عرفانی در قالب معرفی دو شخصیت راعی و شیخ بدرالدین تبیین گردیده و از طریق آن، چگونگی مواجهۀ انسان معاصر با میراث صوفیه و بازخوردها، ارزشها و اندیشههای مرتبط با آن معرفی و تحلیل شده است. نقد برخی از نگاههای مبتنی بر عادت در مقولههای عرفانی و دینی، نقد گزارهها، اصطلاحات و مفاهیم عرفانی در ارتباط با صوفیان مدّعی وابسته به صاحبان قدرت، وجه فلسفی و اجتماعی برخی مفاهیم مربوط به میراث صوقیه و تقابل میان زهد تعبّدی با عرفان عاشقانه و ارائۀ الگوی جدیدی از عرفان اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که در این پژوهش بررسی و از طریق آن، نگاه انتقادی نویسنده نهادینه شده است.