بن‌مایه‌شناسی نمادین مرگ در غزل اجتماعی معاصر

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی

2 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

doi
10.30465/copl.2023.45662.4003
چکیده

نمادپردازی یکی از ویژگی‌های مهم و برجستة غزل اجتماعی معاصر است. در این اشعار برخی از بن‌ما‌یه‌ها به دلیل چندمعنا بودن از نقش بن‌مایة صرف فراتر رفته و به نماد تبدیل شده‌اند. با توجه به اهمیت نمادها و بن‌مایه‌ها در تحلیل آثار ادبی و مطالعات سبک‌شناسی، شناخت درست این بن‌مایه‌های نمادین ما را با زاویة دید شاعر، ذهنیت و روحیة او، سطح فکر و اندیشه‌ و وضعیت سیاسی- اجتماعی دورة تاریخی زندگی او آشنا می‌کند. یکی از کهن‌ترین موتیف‌هایی که به دلیل تأثیرگذاری عمیق آن بر انسان، از گذشته‌های دور مورد توجه بشر بوده مرگ است و هنرمندان، آثار هنری فراوانی دربارة موتیف مرگ خلق کرده‌اند. از مجموع 1236 غزلی که در بین سال‌های 1350 تا 1384 سروده و در کتاب غزل اجتماعی معاصر گردآوری شده‌اند، بن‌مایة 308 غزل یعنی 25 درصد غزلیات، «مرگ» است. طبق بررسی‌های سبک‌شناختی، واژه‌های «شب»، «روز و صبح»، «خاموشی و سیاهی»، «بهار»، «خزان و زمستان»، «درخت»، «باغ»، «باد»، «خاک»، «آتش» و «خورشید و آفتاب» بن‌مایه‌هایی هستند که از طبیعت گرفته شده و به دلیل تکثر معنایی، کارکرد نمادین پیدا کرده و به نماد تبدیل شده‌اند. این مقاله می‌کوشد این بن‌مایه های نمادین را با روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده و معنای آن‌ها را در بخشی از غزل‌های اجتماعی معاصر بیان کند.کلیدواژگان: بن‌مایه‌شناسی، بن‌مایة نمادین، غزل اجتماعی معاصر، مرگ، موتیف، نماد