تیپولوژی انرژی محور ابنیه تاریخی شهر تهران: مبنایی برای تحلیل و سناریوهای اقدامات بهرهوری انرژی
نویسندگان
1 استاد گروه تکنولوژی، دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران. ایران
2 دانشجوی دکتری معماری، گروه ساختمان، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استاد گروه ساختمان، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/ahdc.2026.24026.1898چکیده
در دهههای اخیر، بهرهوری انرژی در بناهای تاریخی با حفظ ارزشهای میراثی به موضوعی کلیدی در معماری پایدار تبدیل شده است. تیپولوژی بناها زیرساختی مؤثر برای تحلیل انرژی، تصمیمگیری مدیریتی و سیاستگذاری در حوزه میراث و انرژی فراهم میکند. با توجه به تمرکز غالب مطالعات پیشین بر اقلیمهای سرد و معتدل و تفاوتهای کالبدی معماری تاریخی ایران بهویژه در اقلیم گرم و خشک، این پژوهش تیپولوژی بومیشدهای برای بناهای تاریخی شهر تهران با رویکرد انرژیمحور ارائه میکند. هدف پژوهش، توسعه روشی نظاممند برای تیپولوژی بناهای تاریخی شهر تهران در راستای ارتقای بهرهوری انرژی در بناهای تاریخی ایران است. روش پژوهش ترکیبی از تحلیل کیفی و پردازش کمی دادههای عددی است. دادههای کیفی با رویکرد تحلیلی، از پروژههای پیشین استخراج شده و برای تعیین معیارهای تیپولوژی به کار رفتهاند. دادههای کمی مربوط به ۳۱۰ بنای تاریخی ثبت شده در شهر تهران از مطالعات کتابخانهای و مستندات موجود گردآوری شده است. برای تحلیل این دادهها و شناسایی الگوهای پنهان، روشهای دادهمبنا بهمنظور تعیین عوامل مؤثر در تیپبندی، سنجش اهمیت نسبی آنها و فراهمسازی مبنایی برای تیپبندی سازگار با ویژگیهای کالبدی به کار رفته است. بر اساس نوع مجاورت دیوارهای خارجی، شش الگوی کالبدی اصلی در معماری بناهای تاریخی تهران شناسایی و با گذر از پنج مرحله تحلیل برپایه نتایج سنجش اهمیت معیارها، ده تیپ بنای تاریخی استخراج شد. نتایج نشان داد که ساختمانهای کوشکی دوطبقه و بیشتر دوره پهلوی بهعنوان تیپ غالب، بیشترین ظرفیت را برای مدیریت و کاهش مصرف انرژی در شهر تهران دارند و با تکیه بر ویژگیهای مشترک کالبدی بناها، امکان تعریف سناریوهای مداخلات انرژی هدفمند، قابل بازگشت و کمخطر از منظر میراثی را فراهم میشود. این رویکرد تیپمحور، علاوه بر کاهش عدمقطعیت در سنجش اثرگذاری اقدامات، از قابلیت تعمیم به سایر اقلیمها نیز برخوردار بوده و میتواند بهعنوان بستری پایه برای برنامهریزی مداخلات انرژی به کار گرفته شود.