«تحلیل شعر واحه‌ای در لحظه سهراب سپهری بر مبنای بنیان‌های عرفان بودیستی و اسلامی»

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه پیام نور ، تهران ، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30465/copl.2023.43885.3912
چکیده

سهراب سپهری شاعر بزرگ معاصر با عرفان اسلامی آشناست. تأثیرپذیری وی از عرفان اسلامی و به ویژه اندیشه‌های مولانا را در مجموعةشرق اندوه به وضوح می‌توان دید. علاوه بر آن سیر آفاقی‌اش در معابد شرق دور، موجبات آشنایی او را با آیین بودیسم و ذن و طریقة عرفانی آنان فراهم آورد. او خود در کتاباتاق آبی به این مسأله اشاره می‌کند. با وجود اینکه زمینه و پایه‌های عرفان سپهری را، عرفان اسلامی، بودیسم و ذن تشکیل می‌دهند اما باید گفت عرفان او تلفیق ویا التقاط این طریقه‌ها نیست؛ بلکه سپهری از هر سه عبور می‌کند و به معرفت خاص خویش می‌رسد. غایت در سلوک اسلامی، رسیدن به مقام مشاهده است و در عرفان بودایی رسیدن به «سمادی» و در ذن «ساتوری». شعر واحه‌ای در لحظه نیز رسیدن به شهود است، سپهری در این شعر، شهود خویش را گزارش می‌کند. اما شهود او برخلاف فرقه‌های یاد شده، نه در عالم لاهوت بلکه در ناسوت و نه در افلاک بلکه در خاک است. او خاک را به تماشا نشسته است وشهودش را گزارش می‌کند. پرسش اصلی جستار حاضر این است که آیا سهراب سپهری تنها از طریق تطابق و همپوشانی مفاهیم عرفان شرقی و اسلامی به کشف یک لحظه روشن‌شدگی می‌پردازد؟ بررسی مفاهیم و نشانه‌ها نشان می‌دهد که وی با عبور از این دو نحله فکری به واسطه تلقی فلسفی مدرن و البته بر پایه مبانی اسلامی- بودیستی، به درک تازه‌ای از «اکنونیت» در «مقام هیچ» می‌رسد. مقالة حاضر تحلیل همین پناهگاه ایماژیک است که «قرارگاه سکونت» سپهری است.