تحلیلِ گردش مسیر داستاننویسی در ادبیات مهاجرت؛ (گذر از داستاننویسی سیاسی و پیدایش داستانِ هویتاندیش)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
doi
10.30465/copl.2023.43989.3922چکیده
پس از انقلاب، ادبیات مهاجرت، در سه جریان مشخص و دارای حد و حدود معین پدید آمده است. در دهۀ نخست در داستاننویسی غلبه با موضوعات و مفاهیم سیاسی است. با پایان جنگ، فضا تغییر میکند و روابط خارجی ایران نیز گسترش مییابد. تغییرات ایران بر وضعیت نویسندگان مهاجر و نسبتشان با ایران هم اثرگذار است. آنها ناامید از سیاست و بازگشت به سرزمین مادری، به بازتعریف وضعیت حضورشان در سرزمین دیگری میپردازند که باید در آن زندگی کنند. مهاجران در بازاندیشی موقعیت تازه به جستوجوی دوبارۀ خود و کشف زندگی جدید در میان دو میهن، دو فرهنگ و دو زبان میپردازند. آنها جدایی از فرهنگ و مناسبات زادبوم را درک میکنند و حسّ غُربت در زندگی روانیشان وارد میشود و در مقام شناخت، پذیرش یا رد دنیای جدید و جستوجوی گذشته قرار میگیرند. برای همین، در داستاننویسی بسامد عناصر سیاسی کم میشود و سیاست کمکم به حاشیه و پسزمینه رانده میشود و بسیاری از نویسندگان، نوشتن در موضوعات دیگر را نیز تجربه میکنند و داستانهایشان آشکارا وجهی اجتماعی مییابد و در آنها به جای سیاست، نشانههایی از اندوه گذشته و نوستالژی وطن نمایان میشود. متن ادبی هم تغییر میکند. ساخت ادبی، زبان، فرم، تصاویر و ایماژهای جدید، بهویژه در عمیقترین لایههای متن، تأثیری شگرف بر جای میگذارد و از دل جریانِ داستاننویسی سیاسی، جریان تازهای به وجود میآید که مضمونش مسائلی مثل تمنّای گذشته و هویتاندیشی است.