خوانش اکوفمنیستی رمان «کلیدر» بار رویکرد اکوفمنیسم اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی ، دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی ، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30465/copl.2023.44226.3933چکیده
اکوفمینیسم یا «فمینیسمبومگرا» یک رویکرد «پسامدرنیستی» و «پساساختارگرایی» است. این رویکرد که از تلاقی موج سوم فمنیسم و مطالعات محیطزیستی با نگاهی واسازگرا «پساساختارگرایی» سربرآورده است، تلاش میکند پیوند میان زن و طبیعت را با رویکرد فرهنگی و اجتماعی تبیین کند و دلایل پیدایش و ظهور این پیوند را واکاوی نماید. در اکوفمینیسم اجتماعی، فرض اصلی این است که زنان، سایر طبقات فرودست جامعه و طبیعت، بر اثر ساختارهای قدرت موجود در نظام سلطه، مورد ظلم و بهرهجویی قرارگرفتهاند و جهانبینی حاکم سلطهمدار با زنان و انواع فرودست «اجتماعی» همانگونه رفتار میکند که با فرودستان «طبیعی»؛ یعنی؛ منابع زیستمحیطی. رمان کلیدر محمود دولتآبادی یک رمان اجتماعی و اقلیمی است که نویسنده در آن هم به مسائل زنان و هویّت اکولوژیکی آنان در سایۀ گفتمان حاکم مردسالار و نیز به مسائل مربوط به زیستبوم و اقلیم خطّه خراسان پرداخته است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی در پی بیان پیوند نمادین و واقعی زنان با طبیعت و رابطۀ مردان با زنان و طبیعت در سایۀ این پیوند، در رمان کلیدر با رویکرد اجتماعی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد نظام سلطۀ مردسالارانه نسبت به زنان و عناصر طبیعت و هر آنچه در گفتمان آنها «دیگری» تلقی می-گردد، رویکردی همسان و بهرهجویانه دارد. زن و زمین ازین حیث که موجبات قدرت مردان را فراهم میکنند، تحت سلطۀ همزمان قرار میگیرند.