آب محور توسعه پایدار دارالخلافه باهره، تهران عصری ناصری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری،گرایش دوران اسلامی، گروه باستانشناسی، دانشکده ادبیاتوعلوم انسانی، دانشگاه هران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/ahdc.2025.23109.1861چکیده
توسعه پایدار در مفهوم عام خود، تنها رفاه و بهزیستی نیست بلکه همساز با زیست بوم (اقلیم)، رهنمای رشد یا بهبود حیات جوامع انسانی است. در این نگاه توسعه همچون شریانی حیاتی است که در استقرارگاههای انسانی همچون شهرها جاری و ساریاند و به دنبال خود بایستگی و پایایی را برای شهرها به ارمغان آوردهاند. در این مفهوم، آینده، تنها در استمرار رفتار گذشتان با محیط، هستی مییابد. بدینمعنا، گذشتگان آموختن تا در ذیل مفهوم توسعه پایدار، بقا و هستی خود را ضمانت کنند. جستار پیشرو، با بهرهگیری از نظریه نحو فضا، به بازخوانی هویت مکانی آب در ذیل هویت تاریخی آن پرداختهاست. در این پژوهش ساختار فضایی دارالخلافه تهران عصر ناصری، با تحلیل نقش آب در شهر، به وساطت حافظه تاریخی آن، مورد بازخوانی دوباره قرارگرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف در زمره تحقیقات بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی است. بر مبنای هدف یاد شده، پرسش پژوهش عبارتست از اینکه؛ متغیر آب (قنات)، بهمثابه محرک توسعه پایدار، چه تأثیری و نقشی در تکوین و انبساط مدنیت شهری بافت تاریخی تهران عصر ناصری داشتهاست؟نتایج منتج از جستار حاضر حاکی از آن است، گشایش حصار کهنوبرپایی حصار نو همراستا با بافت کهن و درآمیزش با سه مؤلفه محیط طبیعی، سازههای آبی انسانساخت و فضاهای شهری همراه بوده است. همچنین، افزایش شاخص همپیوندی فزونی (اقتصاد حرکت)، برگرفته از پیکرهبندی فضا (مسیر قناتها) در تهران عصر ناصری در نظم نوین خیابانهای شهر، راهبردی برای همرنگ و همسو شدن با مفهوم جدید شهرسازی (مدرنیته) در جوار بافت کهن که بر پایه توسعه پایدار بوده، شکل گرفته است. این راهبرد، بستر لازم را از برای پذیرش ماهیت محلات جدید فراهم آورده و در کنار آن اصل سازگاری محلات جدید را با ساختار محلات قدیم مبتنی بر الگو و نحوه پراکنش کاربری ارضی و هستی محلات را نیز به همراه داشتهاست.