رویکردهای نوین در تاریخ ادبیات نگاری
نویسندگان
1 سازمان سمت
2 دانشگاه علامۀ طباطبائی
doi
10.48308/hlit.2019.98935چکیده
وقتی چارچوب نظری مدوّنی در زمینۀ تاریخنگاری ادبیات فارسی وجود ندارد، قدم نخست میتواند این باشد که از تجارب کشورهای پیشرفتهتر بهره ببریم؛ سنّت تذکرهنویسی در ایران قوی بوده است ولی تاریخنویسی ادبیات، از منظری انتقادی و بهشکلی روشمند، چندان پیشینهدار نیست. امّا در اروپا (بهویژه در سالهای 1980) تلاشهای گستردهای شده است تا چارچوبهای نظری و انتقادی تازهای ارائه شود. نمونهای شاخص از این تلاشها در مجلّۀ علمی تخصصی New Literary History [تاریخ ادبی جدید] دیده میشود. با تحلیل آماریِ مقالههای این مجلّه میتوان دریافت که چه رویکردهایی، در چه دورههایی، غالب بودهاند. آنچه بهطور کلّی دیده میشود نوعی «چرخشِ پارادایم» در نظریۀ تاریخنگاری ادبی، بهسمت برساختهانگاریِ روایی و تاریخگرایی نوین است.