روایتشناسی سفرنامه نیمدانگ پیونگیانگ بر اساس نظریهی ژپ لینتولت
نویسندگان
1 هیات علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.30465/copl.2022.41120.3752چکیده
سفرنامه را میتوان بهعنوان یکی از انواع روایت، مورد بررسی و تحلیل قرار داد. سفرنامهی نیمدانگ پیونگیانگ نوشتهی رضا امیرخانی حاصل دو سفر او به کرهی شمالی است. در این سفرنامه برخلاف سفرنامههای معهود، بازدیدهای میدانی و توصیف مکان و تجربههای مردمشناسانه و غیره، رخ نداده است، نویسنده بهناچار و به اقتضای شرایط غیرقابل پیشبینی در کرهی شمالی، هدفش را از جهانگردی به مسألهگردی تغییر میدهد و هدف بازدیدهای محدودش را از دیدارهای جغرافیایی به کشف و فهم انسان کرهی شمالی با رعایت قالب سفرنامه نویسی معطوف میکند. پاسخ به این پرسش که چگونه سفرنامهای بدون بازدیدهای میدانی و روش مرسوم در سفرنامهنویسی میتواند شکلگیرد، را باید در شیوه روایتپردازی این سفرنامه جستوجو کرد. دریچههای گوناگونی از منظر نظریههای مختلف میتوان بر شیوه روایتپردازی این اثر گشود که پس از بررسی ویژگیهای این سفرنامه و نقش کنشگری نویسنده، تطبیق و تحلیل این اثر براساس نظریهی ژپ لینت ولت (که بر «نقطهی دید» و «تقابل کارکردی راوی و کنشگر» تمرکز دارد) مناسب شناخته شد. نتیجه آنکه روایت در این سفرنامه، همسان است و راوی به عنوان کنشگر یا شخصیت اصلی یا قهرمان اصلی، مرکز جهت گیری روایت است؛ پایه های ادراکی-روانی، زمانی، مکانی و کلامی، همه نشاندهندهی آن است که اگرچه نویسنده به گونهی رواییِ متنگرا نیز توجه دارد ولی شیوهی غالب، گونهی روایی کنشگر است.