تحلیل انتقادی گفتمان آثار طنزآمیز «آسمون ریسمون» از ایرج پزشکزاد و «یادداشتهای بدون تاریخ» از جواد مجابی بر پایهی الگوی ون لیوون
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیئتعلمی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی؛ دانشکده ادبیات؛ دانشگاه الزهرا؛ تهران؛ ایران
doi
10.30465/copl.2023.41639.3784چکیده
مسئلهی این پژوهش این است که جریانهای سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی و مناسبات قدرت، چه تأثیری بر گفتمان آثار طنزپردازان برگزیده و میزان صراحت و پوشیدگی کلام آنان داشته است. این آثار طنزآمیز در برههی زمانی 1357-1332ه.ش. به نگارش درآمدهاند. هدف این پژوهش نیز، بررسی تأثیر وقوع رویدادها و جریانهای گوناگون این دورهی زمانی چون کودتا، رواج گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی و گسترش محدودیتهای سیاسی بر گفتمان طنز و میزان صراحت و پوشیدگی کلام طنزپردازان مذکور است. در این مقاله با کاربرد مؤلفههای الگوی ون لیوون چون طبقهبندی، تشخصزدایی، نامدهی و...، شیوههای بازنمایی کنشگران در آثار طنزآمیز بررسی و ارتباط آنها با قدرتها و ایدئولوژیهای حاکم تبیین و تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که مؤلفهی پوشیدهگوییِ طبقهبندی در تمام آثار بیشترین بسامد را دارد؛ چنانکه طنزپردازان، بیشتر کنشگران را بر اساس شغل، منصب اجتماعی، جنسیت و... بازنمایی میکنند. آنان با کاربرد مؤلفهی حذف از انتقاد نسبت به نهاد سلطنت و روحانیت اجتناب مینمایند. این امر را میتوان با عواملی چون رواج گفتمان مدرنیسم مطلقهی پهلوی و مقاومت شیعی، عدم توسعهی سیاسی، بیم از خطر تکفیر روحانیون و احتیاطاندیشی این طنزپردازان توجیه کرد. صراحتگویی و کاربرد مؤلفهی نامدهی نیز غالباً در حوزهی طنز فرهنگی، ادبی و اجتماعی بازتاب مییابد.