بهبودبخشی بسترهای تاریخی و طبیعی شهری با بهرهگیری از رویکرد منظرفرهنگی
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری دانشگاه زنجان.
2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری دانشگاه زنجان.
3 دانشیار گروه معماری دانشگاه زنجان.
doi
10.22034/ahdc.2024.20860.1775چکیده
هسته اولیه بسیاری از شهرها در زمینهای تاریخی و طبیعی شکلگرفته و رشد یافته است که میتوان آن را بستر نامید. بهمرور زمان، با گسترش شهرها و تحولات تکنولوژیکی، اقتصادی و جمعیتی، این بسترها به حاشیه رانده شده و به بافتهایی ناکارآمد و نیمهفعال تبدیل شدهاند. ازآنجاکه بهبودبخشی مجموعه اقداماتی است که باهدف تقویت ویژگیهای مثبت بافتها و بناها انجام میگیرد و از طرفی، توانمندیهای بالقوه تاریخی و طبیعی، نقاط قوت این بسترها هستند، تقویت این نقاط قوت، ساماندهی و بازآبادانی بسترهای تاریخی و طبیعی را موجب میشود. نظر به اینکه منظرفرهنگی، همزمان به طبیعت و فرهنگ توجه دارد و این دو وجه، بنمایههای مشترک میان منظرفرهنگی و بسترهای تاریخی و طبیعی هستند، رویکرد موثری در بهبودبخشی و تقویت بسترهای شهری است.هدف این پژوهش این است که چه مؤلفههایی از منظرفرهنگی باعث تقویت ویژگیهای فضایی، عملکردی و فرهنگی و درنهایت بهبودبخشی این بسترها میشود. برایناساس پژوهش با واکاوی در مفهوم منظرفرهنگی و توضیح و تشریح آن و درنهایت با تبیین ترازهای تکوینی و تداومی منظرفرهنگی، مؤلفههای کاربردی مؤثر را از آنها را استخراج کرده است. روش پژوهش این مقاله کیفی و تحلیلی است. با گردآوری دادهها از منابع کتابخانهای، مرور نظریات، اسناد و کنوانسیونها انجامشده و بعد از تحلیل مفاهیم، به تبیین ترازهای تکوینی و تداومی منظرفرهنگی و درنهایت مؤلفههای کاربردی برآمده از آنها پرداخته شده است.نتایج پژوهش نشاندهنده آن است که وحدت ترازهای تکوینی و تداومی منظرفرهنگی، سه مولفهی کاربردی اصالت و یکپارچگی _ خوانایی، اصالت و یکپارچگی _ انعطافپذیری و اصالت و یکپارچگی _ خاطرهانگیزی به دست میدهد که هر کدام به ترتیب بر تقویت ویژگیهای فرمی _ کالبدی، عملکردی _ فعالیتی و فرهنگی _ اجتماعی موثر بوده و از این رهگذار فرم، عملکرد و معنای بسترهای تاریخی و طبیعی شهرها احیاء شده و بهبودبخشی و بازآبادانی آنها محقق میشود.