کشمکش رئالیسم داستانی و تاریخ در رمان «یک پرونده کهنه» رضا جولایی با ‏تکیه‌بر آراء ژان فرانسوا لیوتار

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی -پیام نور

2 پیام نور

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی - پیام نور

doi
10.30465/copl.2022.40162.3716
چکیده

رمان تاریخی، شِمایی کلی از قدرت تأثیرگذاری یک دوره تاریخی است وشناخت نویسنده از ‏تاریخ می‌تواند نیروی واجد درونی نویسنده را برای خلق یک روایت اجتماعی یا سیاسی در دل ‏تاریخ تقویت کند. رضا جولایی از جمله نویسندگانی است که بر اساس تاریخ و وقایع حقیقی ‏می‌نویسد. او در رمان‌های خود قهرمانان و شخصیت‌های حقیقی را در کنار شخصیت‌های خیالی ‏قرار می‌دهد. رمان «یک پرونده کهنه» داستانی از ارتباطات زبانی افرادی است که در یک دوره ‏تاریخی گرد هم آمده‌اند تا هدفی را دنبال کنند. قهرمان داستان که یکی از شخصیت های سیاسی ‏دوره محمدرضا یپهلوی است ، توسط عده ای به قتل می رسد. در این رمان حقیقت و تاریخ در ‏کنار یکدیگر روایتی را ساخته تا خواننده علت حوادث را در میان گفتمان حاکم در داستان ‏جست‌وجو کند. این مقاله که به روش تحلیلی-توصیفی به نگارش درآمده در پی آن است تا با ‏تکیه‌بر آراء لیوتار بر مبنای بازی‌های زبانی و امر والا، ایدئولوژی و جامعه آن دوره تاریخی ‏وروابط میان صاحبان قدرت و افراد مطیع قدرت را استخراج نماید. در پایان به این نتیجه رسیده ‏است که نویسنده با هر خرده‌روایت توانسته مخاطب را برای درک بیشتر حوادث تاریخی که در ‏روایت‌های کلان توسط آثار مکتوب به نسل بعدی انتقال‌یافته، اقناع و او را در مسیر فضای ‏رئالیستی داستان قرار دهد.‏